
هما امیری _ اظهارات اخیر دکتر سیدحسین امید، رئیس دانشگاه تهران، درباره راهاندازی سامانه نظارت بر حضور اعضای هیأت علمی، اگرچه در ظاهر خبری اداری و مدیریتی به نظر میرسد، اما در بطن خود، پرده از واقعیتی تلخ برمیدار.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، سالهاست در مهمترین دانشگاه کشور، «نبودن» برخی اساتید، به یک رویه عادی تبدیل شده بود. حالا اما پرسش اساسی این است: چه شرایطی در دانشگاه تهران حاکم بود که امروز مسئولان آن، ناگزیر به طراحی سامانهای برای الزام اساتید به حضور سر کلاس شدهاند؟
کرسی غیبت
برای سالهای متمادی، دانشگاه تهران به عنوان نماد آموزش عالی ایران، با پدیدهای خاموش دستبهگریبان بود که کمتر رسانهای جرأت پرداختن به آن را داشت: غیبت گسترده برخی اعضای هیأت علمی. در این سالها، روایتهای دانشجویی از کلاسهای درس خالی، اساتیدی که تنها در روزهای امتحان یا ثبت نمره ظهور مییافتند و جلساتی که به جای ترمیم، به تعطیلی میگرایید، شنیده میشد. اما این روایتها، غالباً در حاشیه میماند و به مطالبهای عمومی تبدیل نمیشد.
آنچه اکنون رئیس دانشگاه تهران از آن به عنوان «گزارشهایی مبنی بر عدم حضور برخی همکاران» یاد میکند، در واقع نوک کوه یخی است از فرهنگی که سالها در برخی دانشکدهنشجویان بینالملل، گاهی منجر به پذیرشهایی شد که نه از مسیر صحیح، که از کانالهای غیررسمی و سلیقهای صورت میگرفت. نبود سامانهای متمرکز، به برخی واحدها اجازه میداد خارج از ضوابط، اقدام به پذیرش دانشجو کنند؛ موضوعی که اکنون رئیس دانشگاه با تأکید بر راهاندازی «سامانه متمرکز»، به دنبال پایان دادن به آن است.
اما در میان همه این نابسامانیها، بیشترین آسیب متوجه دانشجویان بود. دانشجویانی که برای بهرهمندی از محضر اساتید برجسته، در کنکور سراسری با میلیونها رقیب رقابت کردند، اما در نهایت، پای کلاسهایی نشستند که انتظاراتشان را برآورده نمی کرد.
دانشگاه تهران و دانشگاههای در سطح اول کشور، جایی برای آزمون و خطای مدیران نیستند و امید می رود دکتر امید با درک این موضوع، اگر قراری بر اصلاح دارند، با نگاهی عمیق و علمی کار را پیش ببرند و حرمت امامزاده دانش را نگه دارند.
