روایت مصطفی ملکیان در باره کودکی و نوجوانی اش / سه کنج دیوار بهترین پناهگاه برای اندیشیدن / من آدم شب هستم

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سرویس دین‌واندیشه ایبنا، گفت و گو با مصطفی ملکیان را منتشر کرده است. ایبنا در مقدمه این گفت و گو نوشته است: «امسال، هفتادمین سال‌روز تولد مصطفی ملکیان پژوهشگر فلسفه، مترجم و نویسنده است. وی بخش عمده پژوهش‌های خود را به فلسفه اخلاق، فلسفه دین، اگزیستانسیالیسم و نظایر آن اختصاص داده، نیز به ترجمه آثار سترگی از فلاسفه معاصر غرب همت گماشته، که از آن جمله است تامس نیگل، چارلز تیلور و ردولف آلرس، همچنین تألیف و ترجمه در باب اندیشمندانی چون اسپینوزا، جیمز، ویتگنشتاین و نظایر آن. اما گذشته از این صبغه علمی و پژوهشی، ملکیان روی دیگری هم دارد که نیک می‌توان آن را از لابه‌لای احوال وی در کودکی و نوجوانی جست. اخیراً محمد صادقی روزنامه‌نگار در برنامه اینترنتی «مجال گفت‌وگو» با مصطفی ملکیان به گفت‌وگو نشسته است که متن آن از نظر می‌گذرد.متن پیش رو، متن کامل، و دربردارنده بخشی جاافتاده در برنامه اینترنتی نیز هست.» 

۲۵ تیر ۱۴۰۵ – ۱۵:۲۸
روایت مصطفی ملکیان در باره کودکی و نوجوانی اش / سه کنج دیوار بهترین پناهگاه برای اندیشیدن / من آدم شب هستم

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سرویس دین‌واندیشه ایبنا، گفت و گو با مصطفی ملکیان را منتشر کرده است. ایبنا در مقدمه این گفت و گو نوشته است: «امسال، هفتادمین سال‌روز تولد مصطفی ملکیان پژوهشگر فلسفه، مترجم و نویسنده است. وی بخش عمده پژوهش‌های خود را به فلسفه اخلاق، فلسفه دین، اگزیستانسیالیسم و نظایر آن اختصاص داده، نیز به ترجمه آثار سترگی از فلاسفه معاصر غرب همت گماشته، که از آن جمله است تامس نیگل، چارلز تیلور و ردولف آلرس، همچنین تألیف و ترجمه در باب اندیشمندانی چون اسپینوزا، جیمز، ویتگنشتاین و نظایر آن. اما گذشته از این صبغه علمی و پژوهشی، ملکیان روی دیگری هم دارد که نیک می‌توان آن را از لابه‌لای احوال وی در کودکی و نوجوانی جست. اخیراً محمد صادقی روزنامه‌نگار در برنامه اینترنتی «مجال گفت‌وگو» با مصطفی ملکیان به گفت‌وگو نشسته است که متن آن از نظر می‌گذرد.متن پیش رو، متن کامل، و دربردارنده بخشی جاافتاده در برنامه اینترنتlign:justify”>ایشان کتاب‌های غیرانگلیسی هم برای من می‌آوردند، مخصوصاً یادم می‌آید که یک‌بار یک تلخیصی از بینوایانِ ویکتور هوگو را برای من آوردند که شخصی به نام گیورگیس آقاسی تلخیص کرده بود که تلخیص خوبی هم از رمان بینوایان بود.

اما عمدتاً کتاب‌هایی که برای من می‌آوردند انگلیسی بود و من را تشویق می‌کردند. من هم خیلی به زبان انگلیسی علاقه‌مند شدم و از این لحاظ در دوران دبیرستان که بعدها وارد شدم و در دوران دانشگاه، همیشه این‌جور بود که از همکلاسی‌هایم جلوتر بودم. البته نمی‌خواهم مبالغه کنم اما از همکلاسی‌هایم همیشه جلوتر بودم یعنی هیچ‌وقت ندیدم که زبان انگلیسی یکی از همکلاسی‌هایم از من بهتر باشد.

ایشان هم حق بزرگی بر گردن من داشتند، هم به لحاظ تشویق من به مطالعه اساساً، و هم به‌خصوص مطالعه زبان انگلیسی. خودشان هم گاهی به من کمک می‌کردند و مخصوصاً دقت‌نظرشان در گرامر زبان انگلیسی خیلی بالا بود. گفتم اینجا یادی هم از دایی‌ام کرده باشم، البته زنده هستند و خدا عمر بلند به ایشان بدهد. ایشان این اثر را در زندگی من داشتند.

۲۱۶۲۱۶

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *