روایت زیباترین قصه دنیا

ساعت 3 و 30 دقیقه بامداد و در سکوت شب، صدایی مهیب همه را جاکن کرد. خیلی‌ها در خواب ناز بودند، خوابی که هیچ‌گاه به بیداری نرسید.

ساعت 3 و 30 دقیقه بامداد و در سکوت شب، صدایی مهیب همه را جاکن کرد. خیلی‌ها در خواب ناز بودند، خوابی که هیچ‌گاه به بیداری نرسید.

روایت زیباترین قصه دنیا

به گزارش اصفهان زیبا؛ ساعت 3 و 30 دقیقه بامداد و در سکوت شب، صدایی مهیب همه را جاکن کرد. خیلی‌ها در خواب ناز بودند، خوابی که هیچ‌گاه به بیداری نرسید. صدا از شروع یک اتفاق بزرگ خبر می‌داد، اتفاقی به بزرگی جنگ. دشمنی که همیشه نفرتش را در دل کاشته بودیم، خیالی در سر داشت و می‌خواست ما را امتحان کند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *