آسمان که ناخن خشکی کرد، زمین هم بی رحم شد و برای ابراهیم، قاسم، غلام و حسن و خیلی های دیگر ماندن جایز نبود. حالا میدان شهر پر شده از چهره های سوخته و تفتیده از زمین های خشکی که به آنها بی وفایی کرد و از همان موقع فصل بی مزد کارگران شروع شد.
- دردهای مشترکِ فصل های مشترک
