رمزگشایی از تناقض‌های ۲۴ ساعت اخیر ترامپ

آیا این تناقض است یا یک الگوی حساب‌شده؟ وقتی یک سیاستمدار در فاصله چند ساعت هم از «نابودی کامل» سخن می‌گوید و هم از «پایان قریب‌الوقوع»، مسئله فقط تغییر موضع نیست، بلکه نوعی الگوی ذهنی در حال عمل است که باید آن را فهمید.

آیا این تناقض است یا یک الگوی حساب‌شده؟ وقتی یک سیاستمدار در فاصله چند ساعت هم از «نابودی کامل» سخن می‌گوید و هم از «پایان قریب‌الوقوع»، مسئله فقط تغییر موضع نیست، بلکه نوعی الگوی ذهنی در حال عمل است که باید آن را فهمید.

نخستین ویژگی برجسته، ترکیب «تهدید حداکثری» با «ابهام در اقدام» است. ترامپ از یک‌سو می‌گوید اگر ایران به منافع آمریکا حمله کند «کاملاً نابود خواهد شد» و از سوی دیگر، در پاسخ به این پرسش که آیا حمله‌ای در راه است، از ارائه پاسخ صریح خودداری می‌کند.این الگو نمونه‌ای از آن چیزی است که در ادبیات شناختی به‌عنوان استراتژی «ابهام هدفمند» شناخته می‌شود؛ یعنی ایجاد ترس و بازدارندگی بدون متعهد شدن به اقدام مشخص.
در سطح دوم، نوعی ساده‌سازی چشمگیر در توصیف وضعیت ایران دیده می‌شود. او مدعی می‌شود «ایران عملاً نیروی نظامی مؤثر ندارد» یا حتی از امکان «نابودی در دو تا سه هفته» سخن می‌گوید. این دست از گزاره‌ها، مصداق روشنی از سوگیری «اعتماد به نفس بیش‌ازحد» است؛ جایی که پیچیدگی‌های یک درگیری بالقوه، به نفع یک تصویر ساده و قاطع نادیده گرفته می‌شود.

منبع  : مجله خبری تپور

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *