رحلت طالقانی در دستنوشته فرزندان

در سال ۱۳۵۹ دو نفر از فرزندان آیت‌الله طالقانی طی یک مکتوب، مرگ پدر را طبیعی و معلول تحمل فشار‌های دوران مبارزه، مشاهده رنج مردم، پرکاری در دوره پس انقلاب، مواجهه با دشمنان خارجی انقلاب، ریشه‌یابی برخی مشکلات موجود، عملکرد برخی از مسئولان و مواردی از این قبیل می‌دانستند و با سپری شدن نزدیک به یک سال، سخنی از مرگ مشکوک و ترور احتمالی وی به میان نمی‌آوردند

در سال ۱۳۵۹ دو نفر از فرزندان آیت‌الله طالقانی طی یک مکتوب، مرگ پدر را طبیعی و معلول تحمل فشار‌های دوران مبارزه، مشاهده رنج مردم، پرکاری در دوره پس انقلاب، مواجهه با دشمنان خارجی انقلاب، ریشه‌یابی برخی مشکلات موجود، عملکرد برخی از مسئولان و مواردی از این قبیل می‌دانستند و با سپری شدن نزدیک به یک سال، سخنی از مرگ مشکوک و ترور احتمالی وی به میان نمی‌آوردند

جوان آنلاین: یکی از مدخل‌های شاخص «طالقانی پژوهی»، ارزیابی دیدگاه‌های ابراز شده در باب نحوه درگذشت اوست. توضیح آنکه پس از رحلت زنده‌یاد آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، بخش‌هایی از نیرو‌های سیاسی جامعه این رویداد را به یکدیگر منتسب ساختند! بخشی از این اتهامات، متوجه سازمان موسوم به مجاهدین خلق بود که با از میان برداشتن طالقانی، مسئولیت مرگ او را متوجه جریان خط امام و حزب جمهوری اسلامی ساخته و سعی در سوء استفاده سیاسی از این مقوله دارد. جالب اینجاست که در این میان، چهره‌هایی شناخته شده از فرزندان آیت‌الله، سخنی از مشکوک بودن رحلت وی به میان نمی‌آوردند و در اظهارات شفاهی و مکتوب خویش آن را معلول علل دیگری چون: شکنجه‌ها، رنج‌ها و پرکاری وی در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی می‌دانستند. مقال پی آمده درصدد است تا دو مورد از گواهی‌های مکتوب آنان در سال ۱۳۵۹ را مورد خوانش تحلیلی قرار دهد؛ امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

طرح مسئله

از آغازین ساعات انتشار خبر رحلت زنده‌یاد آیت‌الله سید محمود طالقانی در ۱۹ شهریور ۱۳۵۸، موجی از شایعات در باب طبیعی نبودن درگذشت وی از سوی مخالفان نظام اسلامی و به ویژه گروه موسوم به مجاهدین خلق، برساخته و منتشر شد، این در حالی بود که در جامعه، جمع کثیری از مردمی که به غیرعادی بودن رحلت آیت‌الله اعتقاد داشتند، گروه فوق آمده را عامل این رخداد می‌دانستند! از جمله نکاتی که به این انگاره دامن می‌زد، عملیات روانی منافقین علیه جریان خط امام، مؤسسان حزب جمهوری اسلامی و شخص شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد بهشتی، در انتساب رحلت آیت‌الله طالقانی به آنان بود. همگان شاهد بودند که به گاه میتینگ‌های این گروه و حتی در برخی جلسات سخنرانی آیت‌الله بهشتی، شعار «بهشتی، بهشتی، طالقانی رو توکشتی» از دهان اعضا و سمپات‌های این گروه نمی‌افتاد! امری که پس از شهادت اولین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی از سوی امام‌خمینی به عنوان یکی از مصادیق مظلومیت ایشان مورد اشارت و مذمت قرار گرفت. قشر مورد اشاره از جامعه ایران که درگذشت طالقانی را مشکوک می‌دانستند، اعتقاد داشتند از اعضای منافقین که در دوران حیات این عالم مجاهد از هرگونه مصادره به مطلوب نام، احترام و پیشینه وی ابا نداشتند، هیچ بعید نیست که طی عملیاتی دقیق و حساب شده وی را میان برداشته باشند و آن را وسیله نفاق افکنی و ایراد اتهام به یاران امام خمینی قرار دهند؛ چنانکه در عمل نیز این اتفاق افتاد و حتی تاکنون نیز این رویکرد همچنان از سوی بقایای جدید و قدیم این گروه و اَقمار و اَشباه آنان جریان دارد.

بازطرح یک اتهام در صحن مجلس شورای اسلامی

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *