
نگاهی به مقالههایِ علیاکبر داور؛
راهحلهایی برایِ خروج از بنبست
علیاکبر داور در یکی از مقالاتش نوشت:«همان طور که توسل به عناب و بنفشه در گلودرد فرنگی، جز اتلافِ وقت و هلاکِ مریض هیچ نتیجه ندارد، امتحان و تجربه وزرایی که راه کار را بلد نیستند، اهمال و بیحالی آنها از عهده انجام امور عادی هم برنمیآید، جز روزی دو سه مَن حرف و چند امضای کجوکوله قادر به هیچ نیستند، خطرناک و بلکه مهلک است.»
سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- محمد صادقی، نویسنده و پژوهشگر؛ امضایِ فرمانِ مشروطیت در مردادِ ۱۲۸۵ رخدادی مهم و سرآغازِ فصلِ جدیدی در تاریخِ ایران (برایِ استقرارِ حکومتِ قانون) بود، اما واقعیت این است که تا نزدیک به ۱۵ سالِ بعد از آن، کشور با بینظمی و مشکلاتِ فراوانی مواجه بود که امکانی برایِ انجامِ اقدامهایِ اصلاحی و حرکت در جهتِ توسعه باقی نمیگذاشت. اگر نگاهی به آن دوره داشته باشیم، میبینیم که نخستین مجلسِ شورایِ ملی، پس از یک سال و هشت ماه به فرمانِ محمدعلیشاه به توپ بسته شد و استبدادِ صغیر (از تیر ۱۲۷۸ تا تیر ۱۲۸۸) شکل گرفت. سپس، با فتحِ تهران در تیر ۱۲۸۸ توسطِ نیروهایِ مشروطهخواه، محمدعلیشاه قدرت را از دست داد، و به روسیه گریخت.

