
بعضی وقتها ممکن است رازهایی را درباره دیگران مطرح کنند که به هیچ وجه قابل بخشش نیست و نمیتوانند جبرانش کنند، ولی بیتوجه به اهمیت آن، میگویند و به حرفشان ادامه میدهند. در صورتی که از انسان، به عنوان موجودی عاقل و با تدبیر انتظار میرود در این هنگام کمی بیشتر فکر کند و حرفهایش را با دقت بیشتری مطرح کند. بعضی انسانها، اما این نکته را به کلی نادیده میگیرند و مانند دستگاهی اتوماتیک، اطلاعاتی را که ذخیره کردهاند در اختیار همه افراد میگذارند؛ بدون اینکه قادر باشند موضوع صحبتها را پردازش یا گروه خاصی را به عنوان مخاطب انتخاب کنند.
مهمترین دلایل حفظ راز
چرا بعضی در هیچ شرایطی و به هیچ قیمتی، راز دیگران را فاش نمیکنند؟ چه چیزی باعث میشود حرف دیگران را پیش خودشان نگه دارند و به بقیه مردم چیزی درباره آن نگویند؟
شاید این پرسش برای بسیاری مطرح شود و نتوانند جواب قانع کنندهای برایش پیدا کنند، اما متخصصان دلایل متفاوتی را در این باره بیان میکنند؛ مواردی که افراد را ترغیب میکند، رازدار باشند و راز مردم را افشا نکنند.
یکی از مهمترین دلایل حفظ راز، پایبندی به مسائل و موضوعات اخلاقی است و اینکه آنها افشای راز را کاری خلاف اخلاق میدانند. همچنین بسیاری ممکن است از ترس عواقب افشای راز، آن را فاش نکنند و هیچوقت درباره آنچه شنیدهاند، صحبتی به میان نیاورند. آنها نگرزندگی زناشویی، در صداقت و رازداری همسران است.
گاهی رازداری خطرناک است
گاهی بچه ها رازداری را می آموزند و خیلی خوب هم آن را در زندگی شان اجرا می کنند، اما همین رازدار بودن ممکن است به ضررشان تمام شود به همین دلیل، حتما باید زمانی که درباره راز و اهمیت حفظ آن صحبت می کنید، خطرها و مشکلات احتمالی را هم برایش توضیح دهید.
کودک باید بدانند همه افراد قابل اعتماد نیستند و او نباید رازدارشان باشد. همچنین باید بداند هر حرف و عملی، راز نیست و نباید همه آنها را پیش خودش نگه دارد. اگر درباره این مسائل با بچه ها صحبت نکنید و این موضوعات را با آنها در میان نگذارید، شاید غریبه ها براحتی بتوانند از کودک سوء استفاده کنند و دردسرساز شوند. پس قبل از هر چیز، مراقب فرزندتان باشید و پس از آن به کودک توضیح دهید هر حرفی راز نیست و او هم نباید رازدار همه افراد باشد.در ضمن، اگر کودک به پدر و مادرش اعتماد کافی داشته باشد و والدین این حس را در او ایجاد کرده باشند، درباره تمام مشکلاتش با آنها صحبت خواهد کرد.
