
چنان که پیش تر اشاره کردم، اگر ادب عشق رعایت نشود، عشق ورزی ناکام خواهدماند و شکست خواهدخورد هرچند ضوابط اخلاقی زیر پا گذاشته نشده باشد. در باب ادب عشق هفت نکته را باید در نظر داشت که رعایت شان تضمینی برای موفقیت عشق خواهدبود. ممکن است یک عیب و نقص اخلاقی در شخص عاشق باشد که اخلاقیت ارتباط عاشقانه را از بین نَبَرد اما این ارتباط را به شکست بکشاند. بنابراین هفت عاملی که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم می توانند برآمده از شخصیت روان شناختی یا اخلاقی شخص عاشق باشند و در موفقیت رابطه عاشقانه موثر باشند:
۱٫ اشتغال بیش از حد عاشق به خود
گاهی حواس عاشق بیش از حد متوجه خودش است؛ اشتغال به خود یک نقض اخلاقی نیست بلکه یک عیب روان شناختی است. گاهی عاشق آنقدر گرفتار خودش هست و آن قدر ذره بین روی خودش نهاده و آن قدر حواسش به محیط اطرافش نیست که متوجه دگرگونی هایی که در معشوق صورت گرفته نمی شود. معشوق از آن جهت که معشوق است دوست دارد دگرگونی هایی که در او صورت می گیرد، چه دگرگونی های ظاهری و چه دگرگونی های ذهنی، مورد توجه عاشق قرار بگیرد؛ و وقتی این دگرگونی ها مورد توجه عاشق قرار نمی گیرد، برای معشوق نشانه ای است از بی اعتنایی عاشق.
این عیب، عشق را آهسته آهسته ناکام می کند و در مقابل، هرچه التفات به معشوق بیش تر باشد، ارتباط عاشقانه استوارتر و موفق تر خواهدبود.استثنا قائلیم. انگار معشوق ما باید از دایره شمول قوانین حاکم بر انسان ها بیرون باشد. ما سختی دگرگونی های معشوق مان را می پذیریم و این به موفقیت عشق ضربه می زند.
از مهم ترین شاخص های توجه به بی ثباتی، یکی هم این است که توجه کنیم که استمرار عشق تا حد فراوانی با وصال منافات دارد. عشق معمولا تا وقتی که به وصال نینجامیده ضمانت بقا دارد اما وقتی به وصال انجامید- البته کم و بیش و به درجات متفاوت- ضمانت بقایش را از دست می دهد. عشق اروتیک به فیزیک بستگی دارد و از همین رو وصال تا حدی قتلگاه عشق است.
پس از وصال، برای این که عشق عاشق به معشوق ادامه پیدا کند خوب است که عاشق پس از وصال با تبدل نحوه عاشقی یا استعلای نحوه عاشقی، عشقش را از اروس به فیلیا تبدیل کند. یعین عشقش را به ویژگی هایی معطوف کند که در معشوق وجود دارد و همیشه جزو آرمان های عاشق بوده است. مثلا اگر صداقت یا وفاداری در معشوق او زیاد است، عشقش را معطوف به آن ویژگی ها کند.
