صدایش از پشتِ گوشی تلفن خسته و بیرمق است؛ خستهتر و اندوهگینتر از هر زمان و موقعیتی که یک پزشک در طول سالهای طبابت خود میتواند تجربه کرده باشد؛ شاید خستهتر از زمانی که شاهد مرگِ بیماری بوده یا اندوهگینتر از وقتی که علم و دانش و تجربهاش نتوانسته حریف مرگ شود یا مستأصلتر از موقعی که پاسخی برای چشمهای منتظر و گریانِ ایستاده پشت در «آیسییو» نداشته است. آرام و شمرده حرف میزند. غبار غم و استیصال مینشیند روی تکتک جملاتش، وقتی میگوید: «کادر درمان دیگر مثل سابق نخواهند شد! خسته و افسرده شدهاند و دیگر طاقتشان طاق شده است.»
کامران منتظری، متخصص بیهوشی و مراقبتهای ویژه در بیمارستان الزهرا و رئیس سازمان نظامپزشکی اصفهان و مدرس دانشگاه، حالا و بعد از دو سال مواجهه با ویروس موذی کرونا و ویزیت صدها بیمار در بخش مراقبتهای ویژه میگوید او و همکارانش از این وضعیت خسته شدهاند؛ خسته از هجوم بیامان زنان و مردانِ مبتلا به کرونا به بیمارستان، از شیفتهای پیدرپی و طولانی، از شاهدِ مرگ بودن و از استیصال و عجز در درمان برخی از بیمارها و از آینده نامعلوم پیش رو! میگوید: «اوایل شیوع کرونا فکر نمیکردیم که با چنین ویروس ناشناخته و هزاررنگی روبهرو هستیم که مهار آن اینقدر سخت و طاقتفرساست و اینهمه تلفات میگیرد. توی کتابها مطالبی درباره برخی از ویروسها خوانده بودیم؛ ولی کرونا متفاوتتر از همه آنهاست.»؛ اتفاقی بیسابقه که منتظری میگوید در 30 سال طبابتش هرگز مشابه آن را ندیده و تصوری از آن نداشته است: «همین موضوع هم مواجهه من و همکارانم را با کرونا سختتر کرده است.» قضیه ولی فقط به اینجا ختم نمیشود: «همه اتفاقهایی که در این دو سال افتاده، بسیار دردناک و باورنشدنی است. اکنون فقط بیماران مبتلا به کرونا درگیر نیستند، بلکه بیمارانی که به هر دلیل نیاز به درمان داشتهاند هم سرگردان هستند؛ زیرا با مشکل مواجه شدهاند. بخش درمان شهر تعطیل شده و در خدمت بیمار کرونایی است؛ درحالیکه برخی بیماران نیاز به جراحی دارند. بعضی دیگر درمان خود را به تعویق انداختهاند و ممکن است بیماریشان مزمن شود و درمان را به مراتب سختتر کند یا به آنها آسیب زند. اینها همه رنجی مضاعف بر خود کروناست.»
