*سعید حجاریان
جامعه ایران و متغیرهای مؤثر بر تحولات آن را میتوان ذیل چندین رهیافت توضیح داد. با ارجاع به انقلاب اسلامی، میتوان از نظریههای انقلاب گفت، به وضعیت گردش نخبگان و الگوهای توسعه ارجاع داد، و یا دست آخر به سیاستهای شبهائتلافی و آنچه در پستوهای ساخت قدرت میگذرد، اشاره کرد. اگر جملگی این رهیافتها را در یک روش طولی و زمانمند، در کنار یکدیگر قرار دهیم، به نقطهای مهم رهنمون خواهیم شد و آن اینکه نقش و کارویژه جامعه، اعم از تشکلهای رسمی، اجتماعهایِ ساختیافته و نیز هویتهای منفرد بهتدریج تحلیل رفته است و گویی ما به عصر «سیاست تودهای» پرتاب شدهایم.
میخواهم بر سر مسئله «سیاست تودهای» توقف کنم و از زاویهای بدان بپردازم و این پرسش را پیش بکشم که چرا افراد جوامع از هنجارها و ساختهای تاریخی و نهادمند عبور و عدول میکنند، و آخرالامر به تکهویتهایِ ژلاتینی تبدیل میشوند. چندی پیش، نشریه آتلانتیک در نوشتهای به بحث درباره شیوه سیاستورزی و سیاستگذاری دونالد ترامپ، رییسجمهور ایالات متحده پرداخت و توضیح داد الگوی تصمیمسازی یا دستکم شیوه جدید قاببندی آن دستخوش چه تحولی شده است. نویسنده این پارادایم جدید را ذیل مفهوم clicktatorship توضیح داده بود؛ عنوانی که میتوان آن را به «دیکتاتوریِ کلیکی» ترجمه کرد. طرفه آنکه ما درباره کشوری صحبت میکنیم که بنا به تعاریف
if (!selectedItem || typeof selectedItem.id === ‘undefined’) {
return;
}
const safeId = encodeURIComponent(selectedItem.id);
container.style.display = ‘flex’;
linkEl.href = `/fa/news/${safeId}`;
})();
