دیپلماسی گرگ؛ هزینه سنگین اعتماد

آیا «تنش‌زدایی» و دست شستن از مؤلفه‌های قدرت، کلید رفاه اقتصادی است یا اسم رمز حمله نظامی؟ مرور تجربیات تلخ تاریخی در منطقه نشان می‌دهد که الگوی غرب در مواجهه با کشورهای مستقل، همواره ثابت بوده است؛ وعده بهشت در ازای خلع سلاح و سپس ایجاد جهنم در غیاب سلاح.
موشک
آیا «تنش‌زدایی» و دست شستن از مؤلفه‌های قدرت، کلید رفاه اقتصادی است یا اسم رمز حمله نظامی؟ مرور تجربیات تلخ تاریخی در منطقه نشان می‌دهد که الگوی غرب در مواجهه با کشورهای مستقل، همواره ثابت بوده است؛ وعده بهشت در ازای خلع سلاح و سپس ایجاد جهنم در غیاب سلاح.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، در فلسفه سیاسی رئالیسم، رابطه میان قدرت سلطه‌گر و ملت‌های مستقل، نه بر اساس «قانون»، بلکه بر مبنای «قدرت» تعریف می‌شود. حکمتی که دهه‌ها پیش درباره رابطه گرگ و میش مطرح شد، یک استعاره ادبی نبود، بلکه توصیف دقیق یک وضعیت آنارشیک بود. تجربه زیسته ملت‌هایی که در دام لبخند دیپلماتیک گرفتار شدند، اثبات می‌کند که ذات نظام سلطه با تغییر دولت‌ها (دموکرات یا جمهوری‌خواه) تغییر نمی‌کند. در این معادله، هر گامی که به عقب برداشته شود، نه به «صلح»، بلکه به نزدیک‌تر شدنِ دندان‌های گرگ به شاهرگ امنیت ملی منجر خواهد شد.

الگوی طرابلس؛ سلاح بده، بمب بگیر

مطالعه موردی فروپاشی دولت‌ها در دو دهه اخیر، پرده از یک الگوی تکرارشونده برمی‌دارد؛ دام کلمات. غرب همواره با کلیدواژه‌های جذابی نظیر بازگشت به جامعه جهانی، توسعه اقتصادی و رفع تحریم، کشور‌ها را به پای میز مذاکره می‌کشاند. شرط ورود به این بهشت خیالی، همواره یک چیز است؛ انصراف از مؤلفه‌های قدرت راهبردی؛ اما اسناد تاریخی و اعترافات بازماندگان رژیم‌های سرنگون‌شده نشان می‌دهد که دقیقاً در لحظه‌ای که آخرین پیچ‌ و مهره‌های صنعت دفاعی باز شد، پروژه ویرانی کلید می‌خورد. وعده‌ها پوچ از آب درمی‌آیند و کشوری که دیگر دندان ندارد، طعمه‌ای آسان برای بمب‌ افکن‌های دشمن می‌شود.

منبع  : خبرگزاری آنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *