
ممکن است بعضى همیشه توفیق بهرهگیرى از این عبادت پر برکت را نداشته باشند، ولى چه مانعى دارد که در بعضى از شبها که این توفیق حاصل است بهرهگیرند، و در آن هنگام که خاموشى همه جا را فرا گرفته، و اشتغالات روزانه همه تعطیل است، کودکان در خواب، و محیط آماده حضور قلب و راز و نیاز با خدا است، بر خیزند و به در خانه خدا روند و دل را بهش نور عشق دوست روشن سازند.
در تفسیر مجمع البیان از معاذ بن جبل چنین نقل شده که در غزوه تبوک در خدمت رسول خدا (ص) بودم، گرما همه را سخت ناراحت کرده بود. (تفسیر نمونه ج: ۱۷ ص: ۱۵۶).
و هر کس به گوشهاى پناه میبرد، ناگهان دیدم که پیامبر (ص) از همه به من نزدیکتر است، خدمتش رفتم عرض کردم: اى رسول خدا (ص) عملى به من بیاموز که مرا وارد بهشت کند، و از آتش دوزخ دور سازد.
فرمود: سؤال بزرگى کردى، اما پاسخ آن براى کسى که خدا بر او آسان کرده است مشکل نیست سپس افزود: «تعبد الله و لا تشرک به شیئا و تقیم الصلوه المکتوبه و تؤدى الزکوه المفروضه و تصوم شهر رمضان».
خدا را پرستش کن و چیزى را شریک او قرار نده نمازهاى واجب را انجام ده و زکات واجب (حق مستمندان) را اداء کن و ماه رمضان را روزه بگیر.
بعد فرمود: و اگر بخواهى از ابوا بیدار نمىشویم و اگر هم شویم مثل مستى که چند جام شراب خورده است، تلو تلو مىخوریم.
پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در این دنیا درک کند، چارهاى ندارد جز این که از لذّتهاى مادّى کسر کند. به خدا قسم لذّتى که یک مرد با ایمان در آن وقت شب که بلند مىشود و چشمش مىافتد به آسمان پر ستاره و آیات آخر سوره آل عمران را که صداى هستى است و از قلب وجود برخاسته است، مىخواند و با هستى هم صدا مىشود، احساس میکند برابر است با یک عمر لذّت مادّى در این دنیا.
یک چنین آدمى، نمیتواند مثل ما زندگى کند نمیتواند سر سفره شام بنشیند در حالى که ظهر غذاهاى سنگین، انواع گوشتها، روغنهاى حیوانى و نباتى، انواع شیرینیها و انواع محرّک اشتهاها را خورده است؛ تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهایش تحریک شود این روح خود به خود میمیرد، این آدم نمیتواند در نیمههاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمىتواند لذّت ببرد.
