دو مدل پایتختسازی در دوره هخامنشی و صفویه را با هم مقایسه کنیم: هخامنشیان یک سیستم پلیسنترال (چندمرکزی) داشتند، پایتختهای پی آنها از این قرار بود: ۱. شوش – مرکز لشکری و سیاسی پایتخت زمستانی ۲. پاسارگاد – مرکز آیینی و نماد مشروعیت ۳. هگمتانه – مرکز تابستانی و خزانه شمالغرب ۴. بابل – مرکز اقتصادی–اداری و قلب بینالنهرین.
جوان آنلاین: علیرضا حسنزاده، دانشیار پژوهشگاه میراث فرهنگی، با نقد ایده «انتقال پایتخت» تأکید کرد: ایران در دوره هخامنشی تجربهای موفق از نظام دو پایتختی داشته است؛ مدلی مبتنی بر تنوع اقلیمی، کارکرد فصلی و مدیریت تمدنی سرزمین که امروز نیز میتواند بدون حذف تهران، بهعنوان الگویی میراثمحور و پایدار احیا شود.
در شرایطی که ایده پرهزینه و پرمخاطره انتقال پایتخت دوباره مطرح شده، علیرضا حسنزاده، مردمشناس و عضو پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، با رجوع به تجربه هخامنشی، از ایده دوپایتختی ایران سخن میگوید؛ الگویی برخاسته از پیشینه تمدنی و منطق میراثی این سرزمین که میکوشد، بدون حذف یا تضعیف جایگاه تاریخی تهران، امکان بازتعریف نقش پایتختها را در چارچوبی پایدار، نمادین و سازگار با زیستبوم ایران فراهم کند.
*شما ایده دو پایتخت شدن ایران را در برابر ایده انتقال پایتخت مطرح میکنید، چه پشتوانه تاریخی برای ایده شما وجود دارد؟
به نظر من، دو پایتخت شدن ایران در دوره باستان و بهخصوص در عصر هخامنشی، ریشهای مدنی ـ تمدنی دارد. این امر بازتاب پذیرش عقلانی تفاوتهای فرهنگی، اقلیمی و جغرافیایی در چارچوب سرزمین واحد و یکپارچه و بزرگ ایران بوده است. این تجربه تاریخی نماد مهمی از اصل و ارزش پیوند با منظر طبیعی و زیستمحیطی، اصل چندفرهنگی و همزیستی مسالمتآمیز در امپراتوری ایران باستان در عصر هخامنشی است.
