نزدیک به یکسال از شیوع کرونا ویروس در کشور میگذرد و به دلیل رعایت پروتکلهای بهداشتی و همچنین فاصلهگذاری اجتماعی و اجتناب افراد از حضور در فضاهای شلوغ، بسیاری از کارفرماها از همان ابتدای جولان این بیماری مهلک، تعدادی از کارمندان خود را دورکار کردند و از آنها خواستند که بدون حضور فیزیکی در ادارهها یا محل کار، امور محوله خود را در خانه انجام دهند. در این میان، اما برخی از کارفرمایانِ مخالف با دورکاری کارمندان، بهرغم میل باطنی و به دلیل اعمال محدودیتها، هرازگاهی که نام شهر محل سکونتشان در لیست قرمز قرار میگیرد، مجبور میشوند نیمی از کارمندان خود را دورکار کنند.
دورکاری نهتنها برای بسیاری از کارمندان و شاغلان، تا به الان خوشایند نبوده بلکه آنها را با مشکلات زیادی نیز روبه رو کرده؛ معضلاتی که شاید برای زنان که علاوه بر شغل خود، مسئولیت بسیاری از کارهای خانه و همچنین تعلیم و تربیت را هم به عهده دارند، چند برابر شده است؛ تا جایی که برخی آنها از کار بیکار شدهاند یا به دلیل عدم حضور فیزیکی در محل کار، حقوقشان تحت تأثیر قرار گرفته و میزان دریافتی آنها به حداقل رسیده است. شیما یکی از همین افراد است. او که در یکی از ادارههای خصوصی شهر سمت روابطعمومی را به عهده دارد و به دلیل شرایط خاصش، اکنون نزدیک به شش ماه است که از داخل خانه کارهایش را انجام میدهد، میگوید: «ادارهای که در آن کار میکنم، با محدودیت فضای فیزیکی روبهروست؛ اگرچه تعداد کارمندانی که در آنجا اشتغال دارند، بسیار زیاد است و به همین دلیل نیز امکان رعایت فاصلهگذاری اجتماعی در آن مهیا نیست.» شیما دیابت دارد و شش سالی است که انسولین تزریق میکند: «بیماریام و همچنین شرایط فیزیکی محل کارم و ترس از ابتلا به کرونا باعث شد تا با مدیرم صحبت و او را راضی کنم تا کارهایم را در خانه انجام دهم. ابتدا زیر بار نمیرفت و میگفت باید حتما در دفتر حضور داشته باشی، اما بالاخره با اصرار و همچنین کمکردن مبلغی از حقوقم با دورکاری من، موافقت کرد.» دورکاری، احتمال ابتلای شیما به کووید 19 را کمتر کرد، ولی دردسرهایش را بیشتر: «الان که در خانه هستم، زمان بیشتری را صرف کارهای اداره میکنم و حق اعتراض هم ندارم، چون کارفرمایم با هر اعتراضی، میگوید در خانه نشستهای و انتظار حقوق کامل را هم داری؟» مریم هم از این قائده مستثنا نیست و او هم مانند خیلی از کارمندان زن دیگری که این روزها کارشان را در خانه انجام میدهند، دغدغههایی دارد؛ مثلا اینکه «الان نزدیک به یک سال است که با دستور کارفرمایم، دورکار شدهام و کارهایم را در منزل و پای سیستم انجام میدهم. اما مشکل اینجاست که اکنون به دلیل شرایط کرونایی مهدکودکها تعطیل و روزها دختر سه سالهام در خانه و کنار من است. پدرش هر روز صبح تا ساعت 4 بعد از ظهر در محل کار حضور دارد و من باید از فرزندم، مراقبت کنم.» تداخل کارهای اداره مریم و همچنین نگهداری از فرزند خردسالش، استرسها و نگرانیهای او را چند برابر کرده: «مدام باید حواسم به بچه باشد که مبادا کار خطرناکی انجام دهد و بلایی بر سر خودش بیاورد. از طرف دیگر، پای سیستم که مینشینم او هم اصرار دارد، کنارم و در آغوشم بنشیند و با دکمههای کیبورد یا موبایلم بازی کند. اگر جلسه آنلاین با مدیر و همکارانم هم داشته باشم که دیگر اوضاع به مراتب بدتر از این میشود؛ مثلا یک بار وسط جلسه، باران گریه کنان جلوی دوربین قرار گرفت و اصرار داشت تا کار را رها کنم و بروم با او بازی کنم. این موضوع با خنده همه همراه شد.» امکان گرفتن پرستار هم در این شرایط، برای بچه وجود ندارد؛ زیرا «نمیتوانم مطمئن باشم کسی که برای مراقبت از کودک به خانهام میآید، ناقل بیماری نباشد و او را مریض نکند.»
