دل که بی تاب می‌شود

در ورودی درِ دل من، صافی موجود هست که غیر تو را نمی‌پذیرد …دلم تو را طلب می‌کند …غیر تو را خوار می‌شمارد. آری واقعیت این‌گونه است حقیقتی به جز حسین (علیه السلام) حقیقتی فرومایه است…

در ورودی درِ دل من، صافی موجود هست که غیر تو را نمی‌پذیرد …دلم تو را طلب می‌کند …غیر تو را خوار می‌شمارد. آری واقعیت این‌گونه است حقیقتی به جز حسین (علیه السلام) حقیقتی فرومایه است…

دل که بی تاب می‌شود

به گزارش اصفهان زیبا؛ صدای رسایی به بلندی تاریخ، به روشنی خورشید و به عمق عشق به گوش می‌رسد…گوش‌هایم را تیز کرده‌ام… می‌خواهم صدایت را بشنوم چرا که صدای تو مرهم دل من است …صدای تو آفتاب فروزان زندگی‌ام است و رنگ بوی تو من را معطر کرده …جلوه تمام‌رخ حق در تو نمایان است …می‌دانی در زندگی‌ام چگونه هستی؟

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *