
به گزارش مجله خبری نگار، هوا هنوز خنک است و سکوت صبحگاهی روستای چنچه شکسته نشده است. نانوایی روستا که با نمای ساده آجری، در کنار زمینهای کشاورزی قرار دارد، اولین جایی است که شروع به کار میکند. سمانه عباسی، دختر ۱۹ سالهای است که نانوای این نانوایی است. با دقت خمیرهای لواش را روی سینیهای مخصوص پهن میکند و آنها را در دستگاه پخت میگذارد. نور مهتابی سقف روی چهره جدی، اما آرامش میافتد. پدرش کنار دستگاه ایستاده و دمای تنور را تنظیم میکند. صدای چرخش فن دستگاه و بوق آماده شدن نان، فضای نانوایی را پر میکند. او با مقنعه و روپوش سفید، پشت میز کار میایستد. مشتریها یکییکی وارد میشوند، بعضی با دوچرخه، بعضی پیاده. سمانه با لبخند سلام میکند، نانها را در کیسه میگذارد و کارت میکشد. فضای نانوایی حالا گرمتر و پرجنبوجوشتر شده، جایی که تلاش یک دختر جوان، نان روزانه اهالی روستا و میهمانان را آماده میکند. ساعت ۴ تا ۸ شب نوبت پخت دوم نانوایی روستاست. خورشید در حال غروب کردن است و نور نارنجی از پنجره بلند نانوایی به داخل میتابد. سمانه حالا خمیرهای بربری را با دقت فرم میدهد، با برس مخصوص رومال میزند و کنجد میپاشد. دستگاه بربریپز صنعتی با صدای یکنواختش شروع به کار میکند. در این روستا که در بخش مرکزی سنگر در استان گیلان قرار دارد، خیلیها او را میشناسند. نه فقط بهدلیل نانهای خوشعطرش، بلکه برای جسارتش. دختر جوانی که برخلاف کلیشهها، شغلی را انتخاب کرده که کمتر دختری سراغ آن میرود. او ۸ سال میشود که برای آینده و تحقق رویاهایش در این نانوایی تلاش میکند.
