ساعت 7 شب، ندا زنبیل بهدست از خانهشان خارج شد تا نان بخرد اما دیگر برنگشت. لحظات میگذشت و خانواده ندا هر لحظه نگرانیشان از تاخیر دخترشان بیشتر میشد.

به گزارش رکنا، ابتدا تصور کردند که نانوایی شلوغ بوده و تاخیر ندا هم به همین دلیل است، اما انتظار برای آنها تمامی نداشت و درنهایت پدر ندا به نانوایی رفت. از دخترش خبری نبود و مرد نانوا مدعی بود که دخترک نان را خریده و داخل زنبیل قرمزش گذاشته و راهی خانهشان شده است.
