02 آذر 1400 – 06:39
حالا که دخترم همه لوازم شخصی ام را در یک چمدان ریخت و مرا از خانه بیرون کرد با قلبی شکسته و چشمانی اشک آلود به کلانتری آمده ام تا از پاره تنم و خاطرات جوانی برباد رفته ام شکایت کنم چراکه …

به گزارش خراسان، زن 57 ساله در حالی که بغضش را فرو می خورد و اشک هایش قطره قطره بر سنگ فرش های اتاق مددکاری اجتماعی کلانتری سجاد مشهد می چکید آه دردناکی کشید و به کارشناس اجتماعی کلانتری گفت: سال ها قبل به دلیل بی بند و باری های اخلاقی و اعتیاد همسرم از او طلاق گرفتم تا امنیت روحی و روانی دو دختر کوچکم را حفظ کنم که آن زمان در مقطع ابتدایی تحصیل می کردند حضانت فرزندانم را پذیرفتم و روزهای جوانی ام را به پایشان ریختم چرا که فقط به آینده و خوشبختی آنها میاندیشیدم و گذر عمر را در چین و چروکهای چهرهام نمی دیدم.
با آن که کارمند یک دستگاه دولتی بودم اما درآمدم کفاف هزینه های زندگی ام را نمی داد. اگرچه با کمک مالی خانواده ام منزل کوچکی خریدم و از پرداخت اج است اما مخالفت های من فایده ای نداشت.
اخلاق و رفتار شراره به شدت تغییر کرده بود او دیگر دختری نبود که با چشمانی اشکبار به تهران رفت. حالا در پارتی های شبانه شرکت می کرد و مشروبات الکلی می نوشید من هم نمی توانستم بی بند وباری های اخلاقی او را تحمل کنم سال های جوانی ام را از دست داده بودم تا دخترانم نظاره گر بی بندوباری های پدرشان نباشند اما وقتی به رفتارهای دختر و دامادم اعتراض کردم شراره همه وسایل شخصی ام را درون چمدان ریخت و مرا از خانه بیرون انداخت. حالا هم در حالی به کلانتری آمده ام که می دانم در تربیت صحیح فرزندم کوتاهی کرده ام و…
به گزارش خراسان بررسی های کارشناسی مشاوران ورزیده دایره مددکاری اجتماعی کلانتری با صدور دستوری ویژه و راهنمایی های سرهنگ بیژن خنجری (رئیس کلانتری سجاد) در این باره آغاز شد.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی
انتهای پیام
