مادر شهید بیتابی میکند. دینویزاده میگوید تا مادر آرام نشود حرفم را ادامه نمیدهم. مادر چادرش را روی صورتش کشیده و هقهق گریه میکند. برای بار اول است که از آخرین ساعات عمر پسر ارشدش میشنود.
دخترت نبودم، اما برای پسرت خواهری کردم
مادر شهید بیتابی میکند. دینویزاده میگوید تا مادر آرام نشود حرفم را ادامه نمیدهم. مادر چادرش را روی صورتش کشیده و هقهق گریه میکند. برای بار اول است که از آخرین ساعات عمر پسر ارشدش میشنود.
