
بازخوانی «داستایفسکی به آنّا» به بهانه چاپ پنجم؛
داستایفسکی که از نامه نوشتن بدش میآمد
انتشار دوبارهی کتاب «داستایفسکی به آنا» با ترجمهی یلدا بیدختینژاد از سوی انتشارات علمی و فرهنگی، بهانهای است برای بازخوانی این مکاتبات و نگاهی دوباره به چهرهی انسانی نویسندهای که خود میگفت نامه نوشتن را دوست ندارد، اما نامههایش از صمیمیترین اسناد زندگی او به شمار میروند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، داستایفسکی نامه نوشتن را دوست نداشت، یا به قول خودش، بلد نبود. در نامهای به تاریخ ۱۹ مه ۱۸۶۷ از هامبورگ برای آنّا مینویسد: «خودم هم قبلاً برایت گفتهام که نمیتوانم نامه بنویسم، اصلاً بلد نیستم.» چند ماه پیش از آن هم، در نامهای از مسکو نوشته بود: «آخ! آنّاجانم، چهقدر از نامه متنفرم! آخر چهطور میتوان در نامه از آدمها نوشت؟! برای همین است که فقط وقایع خشک و خالی را مینویسم.»
این اعتراف از نویسندهای که یکی از بزرگترین رماننویسان تاریخ ادبیات است، کمی عجیب به نظر میرسد. مردی که میتوانست چند صد صفحه دربارهی پیچیدهترین لایههای روان انسان بنویسد، وقتی نوبت به نامه میرسید احساس میکرد چیزی کم دارد. با این حال، نتیجه برخلاف ادعای خودش است، مکاتبات داستایفسکی چنان گسترده است که پنج مجلد از مجموعهی آثار سیجلدی او را دربرمیگیرد.
