شانه زایندهرود خشک، آخرین پناه چشمهای ترِ کشاورزان اصفهانی شده؛ اهالی غرب و شرق پس از سالها پیگیری، پناهی جز بستر بیآب رودخانه نیافتهاند و از دوشنبه شب گذشته با دایرکردن چادر در کف رودخانه بیآب و در هوای ابری و آلوده و سرد اصفهان به امید معجزه بست نشستهاند. دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه و شنبه، شش روز متوالی؛ همه روزهایی که اهالی شرق به امید دستیابی به حقابه برای کشت پاییزه، خانههای خود در 30کیلومتری اصفهان را رها کردهاند و به اصفهان آمدهاند.
کشاورزان اصفهان، پس از اینکه ماه گذشته در مقابل دفتر یکی از نمایندگان مجلس، تجمع کردند، روز دوشنبه گذشته با تجمع در مقابل آب منطقهای و صداوسیما مطالبه خود را تکرار کردند و خواستار تخصیص حقابه شدند. چند روز پس از آن، مرد و زن روانه رودخانه شدند و شانهبهشانه پل خواجو، یار دیرینه زایندهرود، چادر علم کردند و پنج شب متوالی در سرمای موذی آبان ماه را زیر لحاف آسمان به سر کردند؛ تجمعی آرام و بدون سروصدا و تنها با یک درخواست: «حقابه»؛ واژه مشترکی که ترجیعبند تکتک جملات کشاورزان است؛ فرقی نمیکند؛ چه آنهایی که میانسال هستند و بیآبی نان از رویِشان بریده و چه آنها که پا به سن گذاشته و در این بیست سال، گرد خشکی زایندهرود دویده روی موهایشان و کمرشان را خموده.
