بهتازگی وارد چله روزه شدهایم، زمانی برای عبادت کردن و روزه گرفتن بهمنظور گرامیداشت اقامت چهلروزه عیسی (ع) در بیابان در آغاز خدمت عمومیاش. حدود یکچهارم آمریکاییها (شامل 61 درصد از کاتولیکها) بهطورمعمول و به خواست خود این ایام را در قالب گذشتن از خواستههای نفس، روزه گرفتن، صدقه دادن و دعا و مناجات گرامی میدارند. بسیاری از ادیان دیگر هم سنتهای پارسامنشانه مشابهی دارند، مانند یومکیپور در یهودیت و رمضان در اسلام که در آنها نیز افراد معتقد توبه کرده و بر نیاز خود به بهسازی نفس تأمل میکنند.
قرار است چله روزه دورهای حزنانگیز باشد و بهطورمعمول با جشن و سرور ارتباطی ندارد؛ اما قسمت عجیب ماجرا این است: من آن را دوست دارم و مشتاقانه انتظارش را میکشم و در این مورد تنها هم نیستم. بسیاری از دوستانم که آنها هم آداب این ایام را بهجا میآورند، میگویند که در طول این 40 روز نسبت به بقیه سال شادترند. حتی برخی از خداناباوران هم تصمیم گرفتهاند که این مراسم را به دلیل فوایدی که میتواند برای ذهن و بدن داشته باشد، برپا دارند.
