خط ساغر 1387

پدر رحمت برای پسر بزرگش حشمت مغازه ای خریده است تا به کار فروش سفال بپردازد و در مقابل بدهی و گرفتاری طلبکاران امان او را بریده است. حشمت که قرار است از فروش سفال به پدرش بابت بدهی هم کمک کند با بدجنسی خود و همسرش از این کار طفره می رود. رحمت نیز که یکه و تنها در کارگاه سفالگری است تصمیم می گیرد نظر پدرش را که قصد فروش کارگاه را دارد عوض کند..

پدر رحمت برای پسر بزرگش حشمت مغازه ای خریده است تا به کار فروش سفال بپردازد و در مقابل بدهی و گرفتاری طلبکاران امان او را بریده است. حشمت که قرار است از فروش سفال به پدرش بابت بدهی هم کمک کند با بدجنسی خود و همسرش از این کار طفره می رود. رحمت نیز که یکه و تنها در کارگاه سفالگری است تصمیم می گیرد نظر پدرش را که قصد فروش کارگاه را دارد عوض کند..

منبع  : دایره المعارف فیلم های ایرانی ( سون آرت پدیا )

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *