برچسب سعید پورشعبانی

خط ساغر 1387

پدر رحمت برای پسر بزرگش حشمت مغازه ای خریده است تا به کار فروش سفال بپردازد و در مقابل بدهی و گرفتاری طلبکاران امان او را بریده است. حشمت که قرار است از فروش سفال به پدرش بابت بدهی هم کمک کند با بدجنسی خود و همسرش از این کار طفره می رود. رحمت نیز که یکه و تنها در کارگاه سفالگری است تصمیم می گیرد نظر پدرش را که قصد فروش کارگاه را دارد عوض کند..

گردنه 1390

دانش‌آموزی به نام علی، چند وقتی است هول و هراس دارد، درسش افت کرده و با همکلاسی‌هایش هم‌بازی نمی‌شود، در خانه اشتهایش کم شده است...

پدران 1398

رویارویی دو نسل می‌تواند حادثه بیافریند؛ در "پدران" حادثه‌ای دو نسل را رو در روی یکدیگر قرار می‌دهد.