
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: در سال ۱۴۰۴ بهرغم فرازونشیبهای فراوان و اتفاقها و رویدادهای غیرمنتظره، کتابها و آثار فلسفی قابل توجهی منتشر شد که عموماً در میان آثار کلاسیک و ماندگار تاریخ فلسفه بهشمار میآیند، اگرچه بهعلت وقایع اتفاقیه، مجال مناسبی برای معرفی و ارزیابی آنها پدید نیامد. برخی از این آثار، تألیف و شماری از آنها ترجمهاند. در روزهای نوروزی فرصت را مغتنم شمرده به بازنگری و مرور و پیشنهاد بعضی از این کتابها خواهیم پرداخت.
****
«هستیشناسی کاذب و راستین هگل» نوشته جورج لوکاچ فیلسوف، مورخ و منتقد ادبی و زیباییشناس مارکسیست مجارستانی با ترجمه زهره نجفی از تازههای بازار کتاب است که بههمت انتشارات ققنوس منتشر شده است. کتاب علاوه بر «هستیشناسی و تمامیت؛ بازسازی مفهوم نظریه انتقادی از نظر لوکاچ» در مقام پیشگفتار، مشتمل بر دو فصل «دیالکتیک هگل در سرگین تناقضات» و «هستیشناسی دیالکتیکی هگل و تعینات بازتاب» است. کتاب ترجمه فصل سوو درخشانی که او با بازگشت به هستیشناسی در پاسخ به پرسشهای پیشگفته بیان میکند، میتواند بهراستی راه خروج از بنبست نیهیلیسم معرفتی و اخلاقی زمانه ما را نشان دهد.
مترجم با وجود اهمیت این بحث، بر آن است که قدر و اهمیت این کتاب نه در جهان آلمانیزبان شناخته شده است و نه در جهان انگلیسیزبان. عجیبتر آنکه با وجودیکه لوکاچ در میان اندیشمندان چپ و متأثر از مارکس، چهره شناختهشدهای است و بسیاری از آثار او بهخوبی میان این گروه دیده شده و مقبول افتاده، «هستیشناسی» حتی در میان این گروه نیز توجهی را که شایان آن بوده جلب نکرده است. پیچیدگی طرح لوکاچ و زبان غامضی که تاحدی لازمه چنین موضوع پیچیدهای است شاید فقط یکی از دلایل بیتوجهی با این اثر در نیمه دوم قرن بیستم بوده باشد.
«هستیشناسی کاذب و راستین هگل» در ۲۱۵ صفحه بههمت انتشارات ققنوس منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶
