
گروه اندیشه: در بحبوحه تجاوز نظامی به خاک ایران، نخبگان ایرانیِ جهانوطن ثابت کردند که «ایران» برای آنها نه یک جغرافیای سیاسی، بلکه «تمام دنیای» آنهاست. این گزارش نشان میدهد که چگونه پیوند ناگسستنی با ریشههای تمدنی، دانشگاهیان مقیم غرب را به خط مقدم دفاع گفتاری از وطن تبدیل کرد؛ جایی که عطر میهندوستی از پس ویرانههای جنگ، جهانیان را به حیرت واداشت. مرتضی گل پور در گزارشی در صفحه نخست روزنامه ایران، به واکاوی موج بیسابقه و خودجوش حمایت دانشگاهیان و روشنفکران برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور از کیان ایران در جریان «جنگ رمضان» (تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل در سال ۱۴۰۵) پرداخته است. گزارش تهیه شده تأکید میکند که اندیشمندانی با گرایشهای سیاسی مختلف—از عبدالکریم سروش و ولی نصر تا حمید دباشی و حسن انصاری—بدون توجه به منافع شخصی یا تابعیتهای مضاعف، در که این رود خروشان ملت و تاریخ ایران، مقاومتناپذیر است. واکنش ولی نصر به ترامپ هم از چنین زمینهای برخاسته بود و به چنان زمینهای اشاره کرد، آنجا که نوشت: «تمدن ایران طی هزارهها، در برابر چالشهایی بهمراتب بزرگتر از این ایستادگی کرده و جان سالم به در برده است.»
این را باید با متن کوتاهی از آرش رئیسینژاد پایان برد که در کانال «تلگرام» خود نوشت: «ایران، هم سرزمین است، و هم جان. و پاسداشت آن، یعنی پاسداشت هر دو. بیاد آوریم که، ایران خانه ماست و ایرانیان، خانواده ما، خانه بدون خانواده، ویرانه است و متروکه، خانواده بدون خانه، آواره است و درمانده. از این رو، یگانه اصل رهنمای ایراندوستان، بر تلاش و کوششی پایانناپذیر استوار است: تلاش برای رفاه، آزادی و عزت ایرانیان؛ کوشش برای قدرت، ثروت و اعتبار ایرانزمین.»
216216
