عطر زنجبیل زودتر از بقیه میدود توی مشامم. مرا میبرد به خانه عزیز. زنجبیلهای درسته داخل استکان و نباتهای سفید شفاف که میخزیدند لای نرمی چای و سفتی زنجبیل. قوت میشدند به جان آدمی.
به گزارش اصفهان زیبا؛ عطر زنجبیل زودتر از بقیه میدود توی مشامم. مرا میبرد به خانه عزیز. زنجبیلهای درسته داخل استکان و نباتهای سفید شفاف که میخزیدند لای نرمی چای و سفتی زنجبیل. قوت میشدند به جان آدمی. دست عباس را رها میکنم و داخل حجره میشوم.
-همیشه بهموقع میای خواهر. علم غیبی؟ چیزی؟
