۲۴ ساله بودم که همسرم به شهادت رسید. سه بچه کوچک داشتم. الان موقعیت جوانها را نگاه کنید با یک بچه هم سختشان است، اما ما آن زمان خودمان را آماده این سختیها کرده بودیم. از همان هنگام که حشمت به خواستگاریام آمد، گفت من پاسدارم و الان جنگ است و احتمال شهادتم وجود دارد
زینب محمودی عالمی
«زینب و زهرایم، به آیندگان بگویید ما فرزند کسی هستیم که برای یاری دین خدا رفت. ما فرزند کسی هستیم که از حسین آموخت و از محمد (ص) درس گرفت و بگویید به ما وصیت کرد پیرو فاطمه باشیم و وارث زینب و یار حسین تا سر حد جان. آنچنان عفیف باشیم که فاطمه (س) را خوشحال کرده و آنچنان وفادار باشیم که زینب (س) را در یادمان همیشه زنده نگه داریم و آنچنان فرزند تربیت کنیم که رضایت فاطمه (س) را جلب کنیم. چونان فاطمه (س) که حسن، حسین، زینب و کلثوم تربیت کرد. زینب را خوشحال کنیم که یار حسین زمانه باشیم و از حسین زمان پیروی کنیم و به نوای او لبیک بگوییم.» آنچه خواندید بخشی از وصیتنامه شهید حشمتالله طاهری فرمانده گردان مالک اشتر از لشکر ویژه ۲۵ کربلا بود که با سالها مجاهدت در راه حق سرانجام ۱۲ خرداد ۱۳۶۵ به شهادت رسید. در ادامه گفتوگوی ما با طیبه خزایی، همسر شهید را میخوانید.
*در زندگی شهید طاهری آمده است قطعه زمینی را برای احداث مسجد هدیه کرده بود، ماجرای این زمین چه بود؟
همسرم بسیار مذهبی، اهل بخشش و کمک به دیگران بود. از دیگران شنیدم وقتی پدرش سال ۱۳۵۷ عازم سفر حج بود، او را قانع کرد به جای ولیمه حج، پولش را در ساخت پل روستای بورمحله هزینه کند. سال ۱۳۵۸ هم شهید حدود هزار متر مربع زمین شالیزاری پدرش را برای احداث مسجد علی بن ابیطالب (ع) اهدا کرد و با کمک مردم این مسجد ساخته شد.
*شهید متولد چه سالی بودند؟
حشمتالله متولد ۶ فروردین ۱۳۳۸ بود که در خانوادهای کشاورز و مذهبی در روستای بورمحله از توابع دابودشت شهرستان آمل پرورش یافت. از کودکی به احکام دینی علاقه داشت و هر روز برای نماز جماعت همراه پدرش به مسجد میرفت. دوران ابتدایی را در زادگاهش در روستای ییلاقی تینه گذراند. به علت نبود دبیرستان در زادگاهش برای ادامه تحصیل به تهران مهاجرت کرد. دبیرستان را در مدارس بایندر و مدرسه اسلامی احمدیه با موفقیت گذراند. سال ۱۳۵۶ دیپلم ریاضی گرفت. مدرسه احمدیه اثرات معنوی زیادی در او داشت و با ارزشهای اسلامی آشنا شد. در آن شرایط زمان پهلوی، حشمت به خودسازی مشغول بود. از جوانی دعای «اللهم ارزقنی الشهاده فی سبیلک» را در قنوت نمازهایش میخواند. اهل سستی و تنبلی نبود. فعال و پرتوان عمل میکرد. متواضع، بیآلایش و اهل انفاق بود.
*گویا ایشان در مبارازت انقلابی هم فعال بودند؟
بله، همسرم در مراسم اربعین شهدای ۱۹ دی ۱۳۵۷ که در تبریز برگزار شد، حاضر بود و زمانی که اربعین شهدای تبریز در یزد برگزار شد به یزد رفت. انقلاب را در شهرها دنبال میکرد. مواقعی که ضرورت داشت خودش را به آمل میرساند و هسته مبارزه و گروههای راهپیمایی را سازمان میداد. علاقه خاصی به ائمه اطهار (ع) و روحانیت مبارز همچون آیات عظام جوادی آملی و حسنزاده آملی داشت و در جلسات سخنرانیشان شرکت میکرد.
