حسرت

پیرزن هنوز روی چهارپایه نشسته و چشم‌به‌راه مهمان‌های ابوسجاد بود. به‌رسم هر سال، از اول تا آخر صفر کارش همین بود.

پیرزن هنوز روی چهارپایه نشسته و چشم‌به‌راه مهمان‌های ابوسجاد بود. به‌رسم هر سال، از اول تا آخر صفر کارش همین بود.

حسرت

به گزارش اصفهان زیبا؛ پیرزن هنوز روی چهارپایه نشسته و چشم‌به‌راه مهمان‌های ابوسجاد بود. به‌رسم هر سال، از اول تا آخر صفر کارش همین بود. از صبح تا آخر شب و گاهی تا نیمه‌های شب می‌آمد دم در و می‌نشست روی چهارپایه. به قول خودش خوشامدگویی به مهمان‌های ابوسجاد تنها کاری بود که برای اربعین از دستش برمی‌آمد. او نه مثل همسر ابوسجاد جوان و سالم و نیرومند بود و نه دختر و پسری داشت که همراهی‌اش کنند و نه همسرش، ابوخالد، ارثی برایش باقی گذاشته بود.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *