روزهای پایانی سال تا قبل از شیوع کرونا در کشور، برهکشان کارگرها و شرکتهای خدماتی نظافتی بود. ویروس چینی، اما نانِ این کارگرها را که بیشترشان هم زنان نیازمند بودند آجر کرد و دستشان را در پوست گردو قرار داد تا 365 روز را توام با فقر و نداری پشت سر بگذرانند و سال نو را آغشته با نگرانی و دغدغه آغاز کنند. کمتر از ده روز به عید نوروز باقی مانده و کارگران شرکتهای خدماتی نظافتی گوش به زنگ تلفن هستند تا شاید ورق برگردد و صاحب کار با آنها تماس بگیرد و آدرس خانه یا شرکت را برای تمیزکاری به آنها بدهد، اما «دریغ از یک تلفن!» معصومه این را میگوید؛ زنی 45ساله که شش سال است در یک شرکت خدماتی کار میکند و درآمدش هم بد نیست، ولی «در یک سال گذشته به خاطر اینکه کرونا شیوع پیدا کرده، کسی دوست ندارد کارگر به خانهاش رفت و آمد داشته باشد.
مردم میترسند کارگران ناقل بیماری باشند و آنها را هم مریض کنند؛ چون این طرف و آن طرف میروند؛ درحالیکه اینطور نیست. کارگران هم مثل بقیه آدمها نکات بهداشتی را رعایت میکنند. ماسک میزنند. دستکش دارند. از محلولهای ضدعفونیکننده استفاده میکنند. موقع انجام کارها هم با کسی صحبت نمیکنند.» معصومه میگوید که با مادرش تنها زندگی میکند و به خاطر بیکاری، حالا سه ماه است اجاره خانهاش عقب افتاده است: «قبل از کرونا روزانه درآمدم به 100هزار تومان میرسید. مادرم بیمار است و خرج دوا و دکترش را میدهم. اجاره خانه و خورد و خوراکم هست. الان یک سال است که برای تأمین خرج و مخارجم با مشکل روبهرو شدهام. چند جایی برای فروشندگی رفتم، اما قبولم نکردند، گفتند سنت بالاست و به کارمان نمیآیی. نمیدانم اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، باید چه کار کنم؟» جواد 41ساله هم شرایطی مشابه با معصومه دارد؛ فقط با این تفاوت که کار او باربری است. میگوید: «از وقتی کرونا آمده، مردم از کارگران فرار میکنند، انگار آنها کرونا دارند. هیچکس، سفارش کار نمیدهد. یک سال است زندگیام را با قرض دارم پیش میبرم. سوپری محل، دیگر بهم نسیه نمیدهد. میگوید حسابت خیلی بالا رفته است.» جواد تا یکسال پیش، روزانه 200هزار تومان درآمد داشت، اما کرونا کسبوکار او را از رونق انداخت و او را شرمنده زن و بچهاش کرد: «دو ماهه نتوانستم گوشت بخرم. امسال لباس نو نمیتوانم برای بچههایم بخرم با این وضعیت.»
