اگر گروه بازیگران «ماجرای نیمروز» را انگشتری بدانیم که به فیلم جلوه و جلال خاصی بخشیدهاند، هادی حجازیفر بدون شک نگین آن انگشتر است. حجازیفر با تنها دو فیلم ثابت کرده جواهری است که کمی دیر کشف شده است.
سوره سینما – مازیار وکیلی : «ایستاده در غبار» یک اتفاق بزرگ برای سینمای ایران بود. این فیلم با کیفیت فراوانش پیشنهادهای زیادی برای سینمای ایران داشت. فیلمی بود که سینمای محافظهکار ایران را کمی به جلو هُل داد. فیلمی قهرمانمحور و درخشان که با فرم متفاوتش تماشاگران ایرانی را با فضای متفاوتی آشنا و آنان را به جور دیگر دیدن دعوت میکرد. احمد متوسلیان ایستاده در غبار نه فرشتهای آسمانی (به سیاق فیلمهای جنگی دهه شصت)، که مردی بود تنها و مستحکم. مردی مثل تمام مردان این آب و خاک. مردی که عصبانی میشد، دعوا میکرد، تردید به سراغش میآمد و میبخشید و بخشیده میشد. تنها سرمایه این مرد ایمانش بود. ایمان به مسیری که در آن قدم نهاده بود. کسی که ما روی پرده میدیدیم بازیگر نبود، خود احمد متوسلیان بود. انگار با ماشین زمان به همان سالها برگردی و دوشا دوش احمد متوسلیان به میانه میدان نبرد بروی.
بعد از اولین نمایشهای «ایستاده در غبار» در جشنواره سال گذشته همگان خیال میکردند بازیگر نقش احمد متوسلیان نابازیگری است که به بهترین شکل ممکن توسط کارگردان هدایت شده. اما با کمی تحقیق مشخص شد این بازیگر نه یک تازه وارد بلکه بازیگری است باسابقه که سالهاست در تئاتر کشور فعالیت میکند.
