به گزارش تابناک؛اگر هنوز کسی فکر میکند جنگ یعنی یک حمله برقآسا و بعد هم پرچم بالا رفتن و تمام، احتمالاً زیادی فیلم دیده. در دنیای واقعی، مخصوصاً وقتی پای قدرتهایی مثل آمریکا وسط است، جنگ کوتاه بیشتر به نفع همان طرفی تمام میشود که منابع عظیمتر دارد.
چرا؟ چون در یک درگیری سریع، کسی برنده است که بتواند در همان ضربه اول، برتری مطلق ایجاد کند؛ و اینجا دقیقاً جایی است که کفه ترازو کمی به سمت آمریکا سنگینتر است. هم از نظر لجستیک، هم از نظر فناوری، هم از نظر تجربه در عملیاتهای گسترده.
پس اگر قرار باشد ایران وارد همان زمین بازی شود، عملاً دارد روی زمینی میجنگد که قبلاً برایش طراحی نشده.اما یک مسیر دیگر هم وجود دارد؛ جنگی که قرار نیست سریع تمام شود. جنگی که در آن، هدف نه نابودی فوری، بلکه فرسایش تدریجی است.

جنگ فرسایشی، اگر درست فهمیده شود، یک جور بازی با اعصاب و منابع طرف مقابل است. یعنی بهجای اینکه همهچیز را در یک نقطه متمرکز کنی، فشار را در طول زمان پخش میکنی،در این مدل، هر ضربه شاید کوچک باشد، اما جمع این ضربهها در طول زمان، تبدیل به یک فشار جدی میشود. فشا که جنگ فرسایشی، برای مخاطب بیرونی شاید خستهکننده باشد، اما برای تحلیلگر، یکی از پیچیدهترین و دقیقترین مدلهای درگیری است.
چون در آن، هر روز اهمیت دارد. هر تصمیم کوچک، میتواند در بلندمدت اثر بزرگی داشته باشد؛ و شاید مهمترین بخش ماجرا این باشد که در این نوع جنگ، پیروزی معمولاً با یک لحظه مشخص همراه نیست. خبری از آن صحنه سینمایی نیست که یکدفعه همهچیز تمام شود.
بیشتر شبیه این است که یک طرف، کمکم، توان ادامه دادن را از دست میدهد؛ و اگر این نقطه بهدرستی مدیریت شود، حتی بدون یک درگیری بزرگ، میتوان نتیجه را تغییر داد.
نه با یک ضربه، بلکه با صدها فشار کوچک که در نهایت، تبدیل به یک وزن غیرقابل تحمل میشوند.
