جنگ همیشه با صدای انفجار آغاز نمیشود و همیشه هم با اعلام آتشبس پایان پیدا نمیکند. گاهی آخرین موشک که شلیک میشود، تازه مرحلهای آغاز میشود که خطرناکتر، پیچیدهتر و طولانیتر از خود نبرد اولیه است. مرحلهای که در آن دیگر خبری از پیشروی کلاسیک ارتشها نیست، اما پایگاهها همچنان در آمادهباش هستند، ناوها با احتیاط بیشتری حرکت میکنند، آسمان منطقه زیر نظر هواپیماهای شناسایی است، بازار انرژی با هر خبر کوچک دچار نوسان میشود و همه منتظرند ببینند ضربه بعدی از کجا خواهد آمد. اتفاقات هفتههای اخیر دقیقاً این سؤال را پیش روی تحلیلگران قرار داده است؛ آیا رویارویی ایران و آمریکا دیگر یک بحران مقطعی نیست و منطقه وارد دورهای از فرسایش بلندمدت شده است؟
به گزارش تابناک؛ اگر بخواهیم فقط تعداد حملات، موشکها یا بیانیههای رسمی را ملاک قرار دهیم، شاید تصور کنیم هر موج تنش با چند روز درگیری تمام میشود و همه چیز به حالت قبل بازمیگردد. اما تاریخ جنگهای معاصر چیز دیگری میگوید. بسیاری از نبردهای بزرگ جهان، نه با یک جنگ تمامعیار، بلکه با دورههای طولانی فشار، بازدارندگی، حملات محدود، عملیات اطلاعاتی، جنگ سایبری، رقابت اقتصادی و نمایش قدرت ادامه پیدا کردهاند. خاورمیانه هم سالهاست از همین الگو پیروی میکند.
درگیریهای اخیر نشان داد که دیگر نمیتوان منطقه را فقط از زاویه یک نقطه جغرافیایی تحلیل کرد. زمانی اگر تنش در خلیج فارس بالا میگرفت، نگاهها فقط به تنگه هرمز دوخته میشد. امروز، اما معادله از شرق مدیترانه تا دریای سرخ، از عراق و سوریه تا خلیج فارس و حتی مسیرهای هوایی منطقه به یکدیگر متصل شده است. هر تحول در یک نقطه میتواند بر تصمیمگیری نظامی در نقطهای دیگر اثر بگذارد.
