«جای دندان پلنگ»؛ جای دندان پلنگ بر تن زخمی گربه

سینماسینما، محمد نجاری
در اغلب آثارِ نمایشی، اقتباس را معادلِ برگردانِ وفادارانهی یک رمان یا فیلم به صحنه میدانند؛ اما نخستین نکتهی تأملبرانگیز در موردِ «جای دندان پلنگ» نوشته امیر امیری، این اسیک الگویِ واحد را بازتولید میکند: یک زوج، یک عشق، یک مانعِ بیرونی، و یک جداییِ اجباری. این الگویِ تکراری، بهجای آنکه ملالآور باشد، حکم یک ریتمِ تروماتیک را پیدا میکند که به مخاطب میآموزد مکانها تغییر کردهاند؛ ری، سیبری، پاریس، تبریز، خیابان شاپور و کافهی نزدیک دانشگاه تهران)، اما رنجِ عشق، همچُنان در یک نقطه، قلبِ مردمان، پابرجا ایستاده است. اقتباسِ مکانی نیز با همین منطق پیش میرود؛ دکورِ ثابت و سیاه، ابزارهای مجازی و روایتِ بازیگران، همهی مکانها را در یک فضایِ ذهنی، بازسازی میکنند که البت در تبدیل به نظام نشانهای و چشمنوازی بصری ناکام میماند.
