بُرشهایی از زندگی این قهرمان کشورمان که در کتاب «تو شهید نمیشوی» توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گردآوری شده است را منتشر میکند.
روایت بیست و ششم
در فتنه ۸۸، وبلاگی راه انداخته بودم و تا مدتی به صورت روزنوشت، یادداشتهایی درباره فتنه مینوشتم. البته بیشتر از دو سال دوام نیاورد و اوایل سال ۱۳۹۱ هک شد. یکی از خوانندههای ثابت آن وبلاگ، محمودرضا بود. یادداشتهایم را میخواند و با اسم مستعار «م. ر. ب» پای پستها کامنت میگذاشت. گاهی هم بعد از اینکه یادداشتی را میخواند، زنگ میزد و نظرش را میگفت. در دیدارهای گاه و بیگاهی هم که تهران با هم داشتیم، وسط حرفها حتما چیزی درباره وبلاگ میگفت، گاهی پیش میآمد که چند روز چیزی در وبلاگ نمینوشتم. این جور مواقع تماس میگرفت و پیگیر نوشتنم میشد. بعضی از این یادداشتها گاهی در پایگاههای خبری تحلیلی مثل جهاننیوز و رجانیوز و خبرگزاری لینک میشدند. این جور وقتها تماس میگرفت و تشویقم میکرد.
بعد از اینکه وبلاگم هک شد، اکانتم را از طریق تماس با مدیر سرویسی که وبلاگ را روی آن ساخته بودم پس گرفتم. اما دیگر چیزی در آن ننوشتم. به جایش یک وب سایت زدم. محمودرضا از این کار خوشش نیامده بود و بعد از آن بارها از من میخواست که به همان وبلاگ سابق برگردم، میگفت: «وبلاگت شخصیت پیدا کرده بود!».
