سعیدخان همچنان شلوارش را باد میزد تا به خیال خام خودش، عوارض سوختگی را کم کند. هیچگاه فکرش را نمیکرد که قضیه برگرداندن سینی چای در خواستگاریها، واقعا اتفاق بیفتد. بارهاوبارها این صحنه را در سریالها دیده بود و همیشه در کسوت منتقد فیلم، به آن ایراد گرفته و میگرفت که «چقدر مسخره و تکراری». […]
تهاجم موزی!
سعیدخان همچنان شلوارش را باد میزد تا به خیال خام خودش، عوارض سوختگی را کم کند. هیچگاه فکرش را نمیکرد که قضیه برگرداندن سینی چای در خواستگاریها، واقعا اتفاق بیفتد. بارهاوبارها این صحنه را در سریالها دیده بود و همیشه در کسوت منتقد فیلم، به آن ایراد گرفته و میگرفت که «چقدر مسخره و تکراری». […]
