«تنگه هرمز را بدهیم برود» باز هم امریکا از تنگه نمی‌رود!

در گرماگرم جنگی که یک‌سوی آن ابرقدرتی اتمی و سوی دیگرش کشوری ایستاده که زیر سایه تهدید‌های دائمی، تنفس اقتصادی‌اش از شاهراهی باریک می‌گذرد، جریانی در داخل نسخه‌ای عجیب می‌پیچد: «تنگه هرمز را رها کنید»

تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۴۰۵ – ۲۳:۰۰

در گرماگرم جنگی که یک‌سوی آن ابرقدرتی اتمی و سوی دیگرش کشوری ایستاده که زیر سایه تهدید‌های دائمی، تنفس اقتصادی‌اش از شاهراهی باریک می‌گذرد، جریانی در داخل نسخه‌ای عجیب می‌پیچد: «تنگه هرمز را رها کنید»

جوان آنلاین: در گرماگرم جنگی که یک‌سوی آن ابرقدرتی اتمی و سوی دیگرش کشوری ایستاده که زیر سایه تهدید‌های دائمی، تنفس اقتصادی‌اش از شاهراهی باریک می‌گذرد، جریانی در داخل نسخه‌ای عجیب می‌پیچد: «تنگه هرمز را رها کنید». گویی عده‌ای در خیال خام خود می‌پندارند اگر ایران داوطلبانه سپر بیندازد، تیر‌ها از کمان دشمن بیرون نخواهد جهید. اما میدان نبرد، میدان خیال نیست و امریکا با تمام قوا به دنبال بازگرداندن جریان نفت از همین تنگه است. اگر تنگه هرمز بی‌اهمیت است، چرا واشنگتن در میانه آتش، اولویت جنگی خود را از تسلیم ایران به تضمین عبور نفتکش‌ها تغییر داده است؟ تناقض آشکار است و پاسخ را نه در شعار‌های سیاسی، که باید در زنجیره‌های اقتصادی و راهبردی جست‌و‌جو کرد. 

جبهه ایران ضعیف و توهم بی‌اهمیتی تنگه هرمز 

پیش از هر تحلیل اقتصادی، باید از جریانی سخن گفت که با نقاب خردگرایی، عملاً سنگ بنای خلع سلاح راهبردی ایران را می‌گذارد. حرف‌هایشان رنگین است: «اصرار بر تنگه هرمز حساسیت جهانی می‌آفریند»، «تنگه هرمز اهرمی شکننده است»، «مزیتی ندارد که این همه بر تنگه هرمز پافشاری می‌کنیم». این جمله‌ها از آن شخصیت‌هایی، چون محمدجواد ظریف، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، ناصر هادیان و محمدصادق‌الحسینی است که گمان می‌کنند با رها کردن تنگه هرمز، می‌توان پای دشمن جنایتکار را از ایران عزیز کوتاه کرد. غافل از اینکه اجماعی که بر مبنای ترس از قدرت ایران شکل گرفته، با ضعف ما از میان نمی‌رود، بلکه گستاخ‌تر می‌شود. فلاحت‌پیشه، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی نیز هشدار می‌دهد که «طرح اقدام راهبردی تنگه هرمز» مخل مذاکرات خواهد بود. این طیف، بی‌آنکه طرحی برای جایگزینی اهرم‌های قدرت ایران داشته باشند، صرفاً می‌خواهند همه چیز را بدهیم و بروند. آنها جبه‌های به نام «ایران ضعیف» تشکیل داده‌اند و ندایشان در گوش واشنگتن، آوای پیروزی بی‌جنگ است. نقد بر این نگاه، تند و صریح است: کسی که در میانه تهدید موجودیتی، سپر بازدارندگی را کنار بگذارد، نه صلح‌طلب که تضعیف‌کننده منافع ملی است و خون هر ایرانی که ریخته می‌شود به گردن او خواهد بود. ظریف می‌گوید بسته ماندن مستمر تنگه، سرمایه‌گذاری در مسیر‌های جایگزین را شتاب می‌بخشد و بازدارندگی را نابود می‌کند. اما تاریخ معاصر نشان داده که مسیر‌های جایگزین، از دهه‌ها پیش ساخته شده‌اند و تنگه هرمز همچنان شاهرگ اقتصاد جهان باقی‌مانده است. کدام یک از این دو اهرم شکننده‌تر است؟ تنگه‌ای که امریکا برای گشایش آن تن به مذاکره داده، یا اعتماد به وعده‌های دشمنی که زخم‌های کهنه کشور را با قتل عام فرماندهان و دانش‌آموزان بی‌گناه تازه‌تر کرده است؟ 

امریکا چرا از تنگه هرمز می‌ترسد؟ 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *