به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری آنا، دونالد ترامپ با بازگشت به قدرت، بار دیگر تاکتیک قدیمی مرد دیوانه را برای هراس افکنی جهانی فعال کرده است. شعار او صلح از طریق قدرت است، اما زیر این لایه تبلیغاتی، واقعیتی تلخ برای ایالات متحده نهفته است که خود ترامپ در ناشی گریهای انتخاباتی به آن اعتراف کرد: فرسودگی بنیادین ماشین جنگی آمریکا. حقیقت سخت این است که استراتژی جهانی ایالات متحده که همواره دریاپایه بوده، اکنون بر ستونهایی لرزان تکیه دارد. ناوهای هواپیمابری که روزگاری نماد سلطه واشنگتن بر آبهای آزاد بودند، اکنون با میانگین سنی بیش از ۶۰ سال، به آهنپارههایی تبدیل شدهاند که هزینه نگهداری آنها از کارایی عملیاتی پیشی گرفته است. تنها ابزار باقیمانده برای قدرتنمایی ترامپ و رژیم صهیونیستی، پروژه پرنوسان و پر از اشکال فنی F۳۵ است که بیش از دو دهه زمان و بودجههای کلان را بلعیده و هنوز در آزمونهای عملیاتی در برابر پدافندهای نوین، لرزان نشان میدهد.
این فرسودگی ساختاری باعث شده تا دولت سایه در آمریکا، ترامپ را به سمت جنگهای نیابتی و خرج کردن از جیب دیگران سوق دهد، چرا که واشنگتن دیگر توان ورود به یک جنگ طولانی و پرهزینه را ندارد.
ترامپ به خوبی میداند که ابزارهای نظامی او در چه وضعیتی هستند و به همین دلیل است که مهمترین اصل نظامی خود را بر دوری از جنگهای تضمین نشده یا طولانی بنا کرده است.
وی ترجیح میدهد بر موج جنگهای نیابتی سوار شود تا بحرانهای مزمن اقتصادی و ساختاری آمریکا بیش از این سرباز نکنند. البته اگر او با یک کشور یا جریان ضعیف روبهرو شود، پهلوان نمایی میکند؛ چنان که در قبال ونزوئلا شاهد بودیم که به جای جنگ واقعی، به یک عملیات ویژه امنیتی بسنده کرد. اما در قبال ایران، محاسبات واشنگتن کاملاً متفاوت است. ضربات سهمگین ایران در جنگ ۱۲ روزه و رسوایی ناوگان دریایی آمریکا در دریای سرخ در برابر انصارالله یمن، هنوز در حافظه تاریخی پنتاگون زنده است. در آن نبرد، آمریکا در حالی که ناوهای هواپیمابر خود را خارج میکرد، عملاً پرچم سفید را در برابر موشکهایی بلند کرد که به اندازه تسلیحات ایران پیشرفته نبودند. سیستمهای دفاعی آنها در قطر و مناطق اشغالی تجربه تلخی از برخورد با پرتابههای محور مقاومت دارند و اگر تکخال F۳۵ نباشد، عملاً هیچ ابزار هجومی کارآمدی در اختیار ندارند.
وقتی خرمشهر ۴ معادلات را بازنویسی میکند
