کلیپس روی سرش خیلی شل بود. موهایش پیچیده شده بودند تویِ شانههایِ یکی در میان شکستهِ کلیپسِ بنفشرنگ روی سرش. دستش را برد توی موها و چند ثانیهای خرتوخرت سرش را خاراند. فکر کنم دو روزی هم موها را شانه نزده بود.
به گزارش اصفهان زیبا؛ کلیپس روی سرش خیلی شل بود. موهایش پیچیده شده بودند تویِ شانههایِ یکی در میان شکستهِ کلیپسِ بنفشرنگ روی سرش. دستش را برد توی موها و چند ثانیهای خرتوخرت سرش را خاراند. فکر کنم دو روزی هم موها را شانه نزده بود. یکی از پاچههای شلوارش هم بالا بود. مینا هم مدام از روی پاهایش بالا میرفت. پایش را میگذاشت روی شکم او و بعد یقهاش را میگرفت. میرفت روی شانهاش و خودش را از همان بالا میانداخت روی مبل. با تمام شیطنتِ مینا انگار بچه را اصلاً نمیدید. چشم دوخته بود به گلهای قالیِ بابا جون.
