ترفندی برای غفلت جوانان از سرنوشت ملی و هویت‌زدایی فرهنگی

واقعه کشف حجاب، مفاسد فراوانی به همراه داشت. مصارف کاذبی را در میان زنان به وجود آورد، بخش عمده‌ای از درآمد مرد یا مرد و زن خانواده به جای آنکه صرف اقتصاد خانواده شود، صرف لوازم آرایش و لباس همسر و دختران خانواده می‌شد. کانون‌های گرم خانواده به سردی گرایید و روابط زناشویی در بسیاری از خانواده‌ها به هم خورد و موجب متلاشی شدن خانواده‌های زیادی شد

واقعه کشف حجاب، مفاسد فراوانی به همراه داشت. مصارف کاذبی را در میان زنان به وجود آورد، بخش عمده‌ای از درآمد مرد یا مرد و زن خانواده به جای آنکه صرف اقتصاد خانواده شود، صرف لوازم آرایش و لباس همسر و دختران خانواده می‌شد. کانون‌های گرم خانواده به سردی گرایید و روابط زناشویی در بسیاری از خانواده‌ها به هم خورد و موجب متلاشی شدن خانواده‌های زیادی شد

جوان آنلاین: نزدیک‌شدن به سالروز کشف حجاب رضاخانی، موسمی مغتنم است که در باب بستر‌ها و پیامد‌های این رویداد تاریخی سخن رود. مقال پی‌آمده برآن است که براساس اسناد و تحلیل‌های موجود به این مهم پرداخته و ابعاد و جوانب گوناگون آن را بنمایاند. امید آنکه تاریخ پژوهان معاصر و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید.

پیدایش رضاخان و رؤیا‌های بی‌تعبیر تجددخواهان
با ظهور رضاخان و تثبیت قدرتش، بخشی از روشنفکران و تجددخواهان، آرمان‌های سیاسی ـ اجتماعی ـ فرهنگی خود را به دست او محقق دانستند. همین تجددخواهان ملی‌گرا بودند که ارکان رژیم رضاخان را تشکیل دادند و برنامه‌های تجددخواهانه را به زور قدرت او اجرا کردند. این برنامه‌ها عموماً دو هدف اصلی داشت: اول بریدن از گذشته اسلامی به‌عنوان دوره انحطاط و بدبختی و زدودن همه مظاهر فرهنگی و اجتماعی آن، دوم نوسازی اجتماعی یا تقلید روش‌های پیشرفت اجتماعی به سبک غرب. این نحو تفسیر از تاریخ گذشته و پیشرفت، صرفاً یک تفسیر غربی نبود، بلکه عمیقاً روانشناسی غرب‌زدگی را نیز دربرداشت و دارای نمود‌ها و جلوه‌های مختلفی بود. بدین ترتیب تجددخواهان با قطع ارتباط با گذشته اسلامی، شخصیت گذشته ملت خود را ـ که سمبل انحطاط و بدبختی می‌دانستند ـ نفی می‌کردند و با تقلید و تشبیه به صورت ظاهر زندگی غربی به گمان خویش در فرهنگ و تمدن غرب شرکت می‌کردند و با آن یگانه می‌شدند و شخصیت جدیدی پیدا می‌کردند.
این تحولات تنها در بخش محدود و کوچکی از جامعه در جریان بود و بدنه اجتماعی بدان وقعی نمی‌نهاد. در این‌باره مثال‌های زیادی قابل اشاره هستند. به عنوان نمونه با ورود سینما به کشور هیچ خانواده مسلمان ایرانی حاضر نشد که همسر یا دختر خود را برای بازیگری در فیلم‌های فارسی بفرستد و لذا سه سینماگر ایرانی دوره رضا خان (که دو نفر از آنان ارمنی و زرتشتی بودند)، مجبور شدند از زنان ارمنی استفاده کنند که قبلاً در تئاتر کار می‌کردند. ابتذال فیلم‌ها با توجه به اخلاق مذهبی جامعه، حتی مورد انتقاد روزنامه‌های فرمایشی نیز قرار گرفت، اما مسئولان مربوطه تنها نسبت به نمایش فیلم‌هایی حساسیت داشتند که «از لحاظ سیاست انتشار آن صلاح نباشد و الا درخصوص اخلاق، محققاً توجهی به این موضوع نمی‌شود.» تعداد معدود فیلم‌های فارسی که در زمان رضاخان ساخته شده، گرچه به دلیل جو مذهبی جامعه و نوپا بودن این صنعت به اندازه فیلم‌های خارجی مبتذل نبود، اما مغایر سنن اخلاقی جامعه و در جهت سیاست فرهنگی رژیم قرار داشت. سوژه‌های اصلی این فیلم‌ها، سنت‌شکنی، عشق بازی و تبلیغ باستان‌گرایی و تأیید رژیم رضاخان و نوسازی‌های آن بود.

اصلاحات سطحی، بی‌قاعده و ویرانگر
بی‌نیاز از تذکار است که اقدامات و برنامه‌های رژیم رضاخان، در راستای ایدئولوژی ملی‌گرایی افراطی و تجددخواهی مضاعف قرار داشت. بدون جهت نبود که یکی از دولتمردان و نظریه‌پردازان آن زمان، نیمی از فرهنگ و تمدن آن دوره را ایرانی و نیمی دیگر را اقتباس شده از تمدن غرب می‌دانست. برای گریز از آن مذلت و انحطاط تاریخی، متجددان، شتاب‌زده دست به کار نوسازی زدند، اما نحوه انجام این اصلاحات، سطحی، بی‌قاعده و نامنظم و به راستی ویرانگرانه بود. دیوار و دروازه‌های شهر تهران، همچون نماد‌های شرم‌آور عقب ماندگی تخریب شد و در ساختن خیابان‌های جدید یا توسعه و تعریض خیابان‌های قدیم، همه ساختمان‌هایی را که در مسیر قرار می‌گرفتند (خانه‌های مسکونی، یادبود‌ها و بنا‌های تاریخی وغیره) صرفاً برای اینکه خیابان مستقیم باشد، خراب می‌کردند! بدین ترتیب این ویرانگران با زندگی جامعه و بنا‌های تاریخی آن هر چه می‌خواستند، می‌کردند.

لباس ملی، بدون هیچ‌گونه پشتوانه تاریخی
از سال ۱۳۰۸ به بهانه آنکه ملت ایران باید لباس ملی خود را داشته باشد، لباس متحدالشکل جانشین لباس‌های سنتی اقوام و اصناف مختلف شد. این لباس متحدالشکل، برای مردان کت و شلوار و کلاه پهلوی بود! و حال آنکه نه کت و شلوار و نه کلاه هیچ‌کدام پیشینه قومی نداشتند، بلکه لباس و کلاه اروپایی بودند. پنج سال بعد ناگهان این شعار‌ها و تبلیغات ملی‌گرایانه راجع به لباس ملی، به بهانه آنکه باید با ملل متمدن جهان همرنگ بود، به نفع کلاه شاپو ـ یا به قول مردم آن زمان کلاه لگنی ـ تغییر جهت داد! طی دستورالعملی که از طرف محمدعلی فروغی نخست وزیر صادر شد، پوشیدن آن برای همه مأموران و کارمندان دولت اجباری اعلام شد و تخلف از آن، موجب منتظر خدمت شدن آن‌ها می‌گردید. دستورالعمل دیگری نیز در هفت بند صادر شد که در آن آداب پوشیدن کلاه تشریح شده بود می‌بایست کاملاً رعایت شود!

تغییر کلاه، دیباچه‌ای بر کشف حجاب
چنانکه تقریباً اغلب جامعه ایرانی می‌دانستند، جریان تغییر کلاه زمینه‌ای برای اعلام کشف حجاب بود. شاید کشف حجاب را بتوان بزرگ‌ترین اقدام ضددینی و ضدملی رضاخان دانست، زیرا عوارض ناگوار اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی آن پس از سقوط وی نیز ادامه یافت و تنش‌های فراوانی در جامعه به وجود آورد که مجال بحثی موسع درباره آن نیست. این اقدام یکی از برنامه‌های استرتژیک استعماری بود که نه تن‌ها در ایران، بلکه در ترکیه و افغانستان تحت عنوان تجددخواهی انجام شد و واکنش‌های اجتماعی مشابهی به دنبال داشت. کشف حجاب در سال ۱۳۱۴ صورت گرفت، اما زمینه‌های ذهنی آن پس از مشروطه توسط متجددانی مانند: عارف قزوینی، ایرج میرزا، لاهوتی، میرزاده عشقی و… مطرح و حمایت شد. با این همه به دلیل شرایط سیاسی ـ فرهنگی خاص آن زمان، این تبلیغات شعاع کمی داشت و مورد توجه دولت و مردم واقع نشد. با روی کار آمدن رضاخان، کشف حجاب در صدر برنامه‌های او قرار گرفت، ولی چنانکه گفته شد تا قبل از تثبیت قدرت او و تضعیف روحانیت و ایمان و اخلاق اجتماعی مردم این کار امکان‌پذیر نبود، اما مقدمات آن از همان نخستین سال‌ها به‌تدریج فراهم می‌شد. همزمان با کشف حجاب در افغانستان (۱۳۰۷ ش)، این فکر میان دولتمردان آن روز ایران نیز مورد بحث و گفتگو بوده است. به نوشته مخبرالسلطنه هدایت دو سه سال قبل از کشف حجاب در ایران و در زمان صدارت وی، دستور خرید کلاه‌های زنانه از خارج داده شد. در سال ۱۳۱۱ (کنگره زنان شرق) در ایران و با شرکت تعدادی از زنان تجددخواه کشور‌های اسلامی در تهران برگزار شد. پس از سفر رضاخان به ترکیه، فیلم مستندی از این سفر به‌طور نامحدود در سینما‌های تهران و شهرستان‌ها به نمایش درآمد. کمترین چیزی که فیلم می‌توانست نشان بدهد، این بود که در کشور همسایه (ترکیه)، زنان بدون چادر و روبند در خیابان ظاهر می‌شدند.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *