تجاوز به دختر دبیرستانی داخل سرویس مدرسه

صورت سوخته‌اش را در آینه نگاه کرد. چقدر از دیدن چهره‌اش وحشت‌زده می‌شد. چقدر دلش می‌لرزید و ترس وجودش را پر می‌کرد. به یاد اکبر افتاد. اکبر راننده سرویس مدرسه‌شان بود.

صورت سوخته‌اش را در آینه نگاه کرد. چقدر از دیدن چهره‌اش وحشت‌زده می‌شد. چقدر دلش می‌لرزید و ترس وجودش را پر می‌کرد. به یاد اکبر افتاد. اکبر راننده سرویس مدرسه‌شان بود.

تجاوز به دختر دبیرستانی داخل سرویس مدرسه

به گزارش رکنا، هر روز وقتی سوار سرویس مدرسه می‌شد، نگاه‌های اکبر قلبش را می‌لرزانید. چند هفته‌ای گذشته بود. همیشه او اولین نفری بود که باید از مینی بوس پیاده می‌شد، ولی آن روز اکبر از بچه‌ها اجازه گرفته بود که به خاطر انجام کاری مسیرش را تغییر دهد. بچه‌ها یکی‌یکی از سرویس پیاده می‌شدند. او آخرین کسی بود که باید از سرویس پیاده می‌شد. اکبر جلوی یک مغازه نگه داشته بود و چند دقیقه بعد با دو آبمیوه برگشته بود.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *