طبق ماده۷ قانون حمـایت از حقـوق مصـرفکننده، تبلیغات خـلاف واقـع و ارائه اطلاعات نادرست که مـوجب فریب یا اشتباه مصـرفکننـده از جمله از طـریق وسایل ارتباط جمعی، رسانههـای گـروهی و برگههای تبلیغـاتی شود، ممنوع است
جوان آنلاین: طبق گفته معاون پژوهش انجمن دین و فضای مجازی حوزههای علمیه، بلاگرها گاه در مقام عرضهکننده و گاه عامل تبلیغکننده فعالیت میکنند و در صورت ایراد ضرر به مخاطب و وجود شرایط مسئولیت، مسئول جبران خسارت خواهند بود، حتی اگر صرفاً نقش واسطه را ایفا کرده باشند. اگر اینفلوئنسر با تبلیغ خود، یک ظاهر قابل اعتماد برای مصرفکنندگان بسازد (چه از ایجاد خسارت آگاه باشد و چه ناآگاه) مسئولیت دارد، حتی اگر فقط عکسش را روی یک محصول بگذارد و هیچ حرفی نزند، باز هم ممکن است مسئول شناخته شود، همچنین فعالیت تبلیغاتی اینفلوئنسرها در ایران در خلأ قانونی صریح انجام میشود، اما با تفسیر مواد مختلف قانون تجارت الکترونیکی و قانون حمایت از حقوق مصرفکننده، میتوان آنان را در برابر تبلیغات خلاف واقع مسئول دانست. به گفته وی این مسئولیت هم جنبه مدنی (جبران خسارت) و هم جنبه کیفری (تعقیب قضایی) دارد و در عین حال، پراکندگی نهادی و ابهام در تعاریف قانونی، لزوم تدوین قانون جامع تبلیغات دیجیتال و فعالیت اینفلوئنسرها را به ضرورتی فوری تبدیل کرده است. حجتالاسلام دکتر سیدعلیرضا طباطبائی، دکترای حقوق فضای مجازی، دانشآموخته دکترای حقوق عمومی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی (ره)، هیئتعلمی دانشگاه علوم قضایی تهران و معاون پژوهش انجمن دین و فضای مجازی حوزههای علمیه است. وی در گفتوگو با «جوان» میگوید: بلاگرها گاه در مقام عرضهکننده و گاه عامل تبلیغکننده فعالیت میکنند و در صورت ایراد ضرر به مخاطب و وجود شرایط مسئولیت، مسئول جبران خسارت خواهند بود، حتی اگر صرفاً نقش واسطه را ایفا کرده باشند. متن این گفتوگو به شرح زیر است.
در صورت انتشار تبلیغات خلاف واقع از سوی یک اینفلوئنسر، چه نوع مسئولیتی برای او متصور است و آیا در صورت ضرر برای مردم، قانون با او برخوردی میکند؟
یک اینفلوئنسر میتواند هم مسئولیت مدنی (جبران خسارت مالی) و هم مسئولیت کیفری (مجازات زندان یا جریمه) داشته باشد یا هر دو! این بستگی به نوع دروغ و میزان آسیب دارد.
جبران خسارت مالی از سوی بلاگر
آیا اینفلوئنسر باید خسارت کسانی را که فریب خوردهاند جبران کند؟
دو نظر اصلی در حقوق وجود دارد. گروهی که میگویند اینفلوئنسر مسئول نیست و معاف محسوب میشود. این گروه سه دیدگاه دارند. در نگاه اول مقصر اصلی را تولیدکننده میدانند و معتقدند ضرر اصلی را تولیدکننده کالا زده، نه کسی که فقط آن را معرفی کرده است. اینفلوئنسر فقط یک شرط و مقدمه برای ضرر بوده و مسئولیت متوجه کسی است که مستقیماً باعث ضرر شده است. عدهای در دیدگاه دوم معتقدند مردم نباید فریب بخورند چراکه امروزه همه میدانند که تبلیغات اینفلوئنسرها نوعی اغراق و بزرگنمایی برای کسب درآمد است، در نتیحه مصرفکنندهای که صرفاً به خاطر حرف یک سلبریتی، تصمیم به خرید میگیرد، خودش تا حدی مقصر است، چون باید هوشیار باشد. در دیدگاه سوم طبق حق مشهور بودن (حق جلوه) معتقدند اینفلوئنسرها حق دارند از شهرت و چهره خود برای کسب درآمد استفاده کنند (که به آن حق جلوه میگویند)، البته که صرف استفاده از این حق نباید باعث شود فرد مجرم یا مسئول شناخته شود.
گروه دیگر میگویند اینفلوئنسر مسئول است (مسئولیت مشترک). آنها چهار دیدگاه دارند. در دیدگاه اول معتقدند سود و زیان به هم چسبیدهاند، یعنی «هر که از چیزی سود میبرد، باید زیان آن را هم بپردازد (من له الغنم فعلیه الغرم)». اینفلوئنسر برای تبلیغ، پول میگیرد (سود میبرد)، پس اگر همین تبلیغ باعث ضرر مردم شود، باید پاسخگو باشد.
دیدگاه دومیها قائل به جلوگیری از سوءاستفاده از حق هستند، به این معنی که اگرچه اینفلوئنسر حق جلوه (استفاده از شهرت) دارد، اما این حق مطلق نیست. طبق اصل۴۰ قانون اساسی، هیچ کس حق ندارد به بهانه استفاده از حق خودش، به دیگران ضرر بزند، بنابراین استفاده از حق شهرت برای تبلیغ دروغین و فریب مردم، نوعی سوءاستفاده از حق است که مسئولیت میآورد. دیدگاه سوم اعتقاد به قانون حمایت از مصرفکننده دارد، چنانچه با استناد به ماده ۷ این قانون میگویند از آنجایی که تبلیغات خلاف واقع باعث فریب مردم میشود، دارای ممنوعیت است. هرچند این قانون ظاهراً برای تولیدکنندگان است، اما هدف اصلی آن جلوگیری از فریب است. سازنده تبلیغ و حتی شخص مشهوری که در آن شرکت میکند نیز در قبال ارائه اطلاعات صحیح به مردم مسئول است. نظر دیگر در این گروه تسبیب (زمینهسازی ضرر) است. در قانون مدنی ما، اگر کسی به طور غیرمستقیم زمینه ضرر زدن به دیگری را فراهم کند، مسئول است (مثل کسی که چاهی حفر کند و دیگری در آن بیفتد)، بنابراین تبلیغ دروغین یک اینفلوئنسر، در واقع زمینهسازی و ایجاد مقدمات فریب و ضرر است.
اگر بخواهیم نتیجهگیری ساده در مورد مسئولیت مدنی (خسارت) داشته باشیم، باید بگوییم اگر تبلیغات اینفلوئنسر دروغ باشد و به خاطر آن مردم ضرر ببینند، احتمال زیادی وجود دارد که دادگاه بر اساس اصل جبران ضرر (تسبیب) و قاعده تلازم سود و زیان، اینفلوئنسر را در کنار تولیدکننده، به جبران خسارت مالی مردم محکوم کند چراکه او با بیدقتی خود زمینه فریب را فراهم کرده است. نکته حقوقی ساده اینجاست که در این حالت، مسئولیت ضامن (اینفلوئنسر) معمولاً وقتی محرز میشود که ثابت شود او در تأیید کالا قصور (بیدقتی یا سهلانگاری) کرده یا سوءنیت (قصد فریب) داشته است.
استفاده از قاعده حقوقی تسبیب
آیا میتوان از قاعده تسبیب برای اثبات مسئولیت شخص مشهور یا همان بلاگر و اینفلوئنسر استفاده کرد؟
در حقوق، تسبیب یعنی اینکه یک نفر غیرمستقیم زمینه یا مقدمات ضرر زدن به شخص دیگری را فراهم کند. این قاعده میگوید هر کس باعث ضرر غیرمستقیم شود، باید خسارت را جبران کند. در اینجا هم دو دیدگاه موافق و مخالف وجود دارد.
طرفداران مسئولیت اینفلوئنسر میگویند فرض کنید کسی یک چاه خطرناک حفر کرده و یک نفر دیگر با فریب، مردم را به سمت آن چاه هدایت میکند. در اینجا، کسی که فریب میدهد (هدایتکننده) نیز به اندازه کسی که چاه را کنده (حفار) مسئول است. وضعیت اینفلوئنسر دقیقاً شبیه هدایتکننده است. اینفلوئنسر با تأیید خود، مصرفکننده را فریب و او را به سمت کالای معیوب سوق داده است، بنابراین او یکی از عوامل زمینهساز (اسباب) وقوع ضرر است و باید خسارت را بپردازد.
مخالفان معتقدند استفاده از تسبیب برای بلاگرها دشوار است. حقوقدانان میگویند به آسانی نمیتوان از تسبیب برای مسئولیت قطعی اینفلوئنسر استفاده کرد. اول اینکه اثبات اینکه تبلیغ او باعث ضرر شد، سخت است. برای اینکه یک عمل «سبب» ضرر شناخته شود، باید چند سؤال بپرسیم. اگر آن عمل انجام نمیشد، آیا ضرر باز هم اتفاق میافتاد؟ آیا میتوانیم بگوییم اگر تأیید اینفلوئنسر نبود، مصرفکننده اصلاً آن کالا را نمیخرید؟ واقعیت این است که شاید مصرفکننده حتی بدون تبلیغ او، باز هم این کالا را میخرید، در نتیجه اثبات اینکه تبلیغ او عامل حتمی ضرر بوده، دشوار است.
دوم، عرف او را فقط یک «پیشنهاددهنده» میداند. وقتی عوامل متعددی در ایجاد ضرر نقش دارند، قانون فقط به عواملی که نقش اصلی را دارند، مسئولیت میدهد و عوامل فرعی یا صرفاً «شرط» را مسئول نمیشناسد. عرف جامعه احتمالاً تولیدکننده یا عرضهکننده را مسئول اصلی میداند و تبلیغ اینفلوئنسر در عرف ممکن است فقط در حد یک پیشنهاد یا تشویق تلقی شود، نه علت اصلی ضرر.
در دیدگاه سوم اثبات «بیدقتی» اینفلوئنسر تقریباً محال است. در قانون ایران، مسئولیت زمینهساز ضرر (مسبب)، یک مسئولیت مبتنی بر تقصیر (بیدقتی) است، یعنی فردی که ضرر دیده باید در دادگاه ثابت کند اینفلوئنسر در تأیید محصول، بررسیهای لازم را انجام نداده و بیدقتی کرده است، در نتیجه این کار برای مردم عادی بسیار سخت است! زیرا مصرفکننده در لحظه ساخت تبلیغ حضور نداشته و نمیداند اینفلوئنسر چقدر تحقیق کرده است. به دلیل همین مشکل در اثبات تقصیر، استفاده از قاعده تسبیب برای حمایت از مصرفکنندگان ضعیف است.
در پایان اگرچه در نگاه اول، استفاده از قاعده تسبیب برای مسئول شناختن اینفلوئنسر فریبکار منطقی به نظر میرسد، اما به دلیل سختی اثبات اینکه تبلیغ او علت قطعی ضرر بوده و لزوم اثبات بیدقتی (تقصیر) اینفلوئنسر در دادگاه، استفاده از این قاعده به تنهایی، یک راه حل قوی برای حمایت از مصرفکنندگان نیست.
