تاریخ معاصر ایران و عراق گواهی صادق بر تکاپوی «مرجع مجاهد»

مرجع مجاهد در تاریخ معاصر ایران از دوران فرهنگ سوزی رضاخانی تا پایان حیات، ردپای سیاسی دارد. او در دوران وحشت پراکنی قزاق و به پای همت و اراده، سفر‌ها کرد و عالمان شاخص وقت را به مقاومت دعوت نمود و آنان را منسجم ساخت. وی در برنامه ریزی‌های اولیه و نیز سیر تحقق این قیام مسجد گوهرشاد نیز مشارکتی فعال داشت و در پی آن دستگیر و زندانی شد

مرجع مجاهد در تاریخ معاصر ایران از دوران فرهنگ سوزی رضاخانی تا پایان حیات، ردپای سیاسی دارد. او در دوران وحشت پراکنی قزاق و به پای همت و اراده، سفر‌ها کرد و عالمان شاخص وقت را به مقاومت دعوت نمود و آنان را منسجم ساخت. وی در برنامه ریزی‌های اولیه و نیز سیر تحقق این قیام مسجد گوهرشاد نیز مشارکتی فعال داشت و در پی آن دستگیر و زندانی شد

جوان آنلاین: آغازین روز‌های ماه محرم در هر سال، تداعی‌گر یاد و خاطره مرجع مجاهد زنده یاد آیت‌الله العظمی سید عبدالله شیرازی است. امسال این مناسبت اما، با سالروز نهضت مسجد گوهرشاد همزمان شده است که آن بزرگ در زمره رهبران و فعالان آن به شمار می‌رفت. مقال پی آمده درصدد است با استناد به پاره‌ای از روایت‌ها به بازخوانی مجاهدات سیاسی آن مرجع فقید بپردازد. امید آنکه تاریخ پژوهان معاصر و عموم علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 
 
 جهاد و هجرت، به مثابه بخشی از حیات
زنده‌یاد آیت‌الله العظمی سید‌عبدالله شیرازی، جهاد و هجرت را از خاندانی مبارز به ارث برده بود. هم از این روی گذشت زمان، نتوانست بر آن تأثیر بگذارد و شدت و جدیتش را کاهش دهد. وی به رغم اینکه از جنبه علمی در اوج قرار داشت و سال‌ها متصدی مرجعیت شیعه در نجف بود، هیچ‌گاه مبارزه را فروننهاد و در مسیر آن، بار‌ها هجرت را برگزید. آیت‌الله رضا استادی در تحلیل این جنبه از حیات آن مرجع پرتکاپو، معتقد است: 
«علما از جنبه مداخله در امور سیاسی، دو دسته‌اند. گروه اول، تمایلی ندارند تا در امور اجتماعی وارد شوند. درس برای این طیف به‌قدری مهم است که به هیچ‌وجه آن را رها نمی‌کنند! این تشخیص آنهاست و ایرادی هم ندارد، طبعاً باید کارشان حمل بر صحت شود. گروه دوم از کسانی تشکیل می‌شود که در عین تحصیل و تدریس، در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی نیز حضوری فعال دارند. آیت‌الله شیرازی در زمره این دسته از علما بودند که همواره مردم و جامعه را از نظر دور نمی‌داشتند و خدمات شایان توجهی هم کرده‌اند. گاهی هم به شکل بسیار مؤثر، در مسائل سیاسی دخالت می‌کردند. از جمله در قیام مسجد گوهرشاد که به دستگیری و زندانی شدن ایشان هم منجر شد. در مرحله بعد هم، آیت‌الله شیرازی، در اعتراض به تعدیات رژیم صدام به ایرانی‌ها، نجف را ترک و به مشهد هجرت کردند، همانطور که حضرت امام هم به رژیم بعث عراق اعتراض جدی و قاطعی کردند. از زندگی آیت‌الله شیرازی، کاملاً مشخص است که ایشان همواره آماده هجرت بوده‌اند. ایشان چندین بار، از نجف به قم، مشهد و شیراز آمدند و برگشتند. بار آخر هم که به مشهد هجرت کردند و تا پایان حیات‌شان، در این شهر مقدس بودند. این نشان می‌دهد که هدف اصلی ایشان، خدمت به دین و مردم بوده و برایشان هم تفاوتی نداشته که در کجا خدمت می‌کنند. امروز این مسئله، باید برای فضلا و طلاب ما الگو و درس باشد…». 

 مبارزه با رضاخان و فرزندش، به مثابه رسالتی مداوم
مرجع مجاهد در تاریخ معاصر ایران، اما از دوران فرهنگ سوزی رضاخانی تا پایان حیات، ردپای سیاسی دارد. او در دوران وحشت پراکنی قزاق و به پای همت و اراده، سفر‌ها کرد و عالمان شاخص وقت را به مقاومت دعوت نمود و آنان را منسجم ساخت. این امر به ترتیب پی آمده، در بیان آیت‌الله علی‌کریمی جهرمی، بازتاب یافته است:
«ویژگی مهمی که در زندگی آیت‌الله شیرازی بسیار بارز است و همگان ایشان را به این خصلت می‌شناسند، جنبه جهاد و مبارزه آن بزرگوار با کفر، فساد، ظلم و جور است. این جنبه در خاندان ایشان، سابقه طولانی دارد. پدر بزرگوارشان مرحوم آیت‌الله سیدمحمدطاهر‌شیرازی، از مبارزان معروف دوران مشروطه بودند و با شهید آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری، همکاری داشتند. بعد از ایشان فرزندان‌شان، مخصوصاً مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سیدعبدالله شیرازی، همین راه را ادامه دادند. آن بزرگوار از همان مقطع که رضاخان توهین به حوزه‌ها و مقدسات دینی را آغاز کرد و تصمیم گرفت اسلام و تشیع در ایران را از بین ببرد، در شیراز با عده‌ای از علمای تراز اول همگام شدند و به طور مشخص‌تر، ایشان در آنان انگیزه جهاد و مبارزه را ایجاد کردند. آیت‌الله شیرازی، با شخصیت ممتازی، چون آیت‌الله سیدعبدالباقی شیرازی همراه می‌شوند و پس از مشورت با علمای تراز اول شیراز، قرار می‌شود این دو از شیراز به قم و خدمت آیت‌الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری بروند و با ایشان مشورت کنند و سپس به تهران عزیمت کنند. شب آخری که قرار بود به سمت تهران حرکت کنند؛ تردید پیدا می‌شود که نکند به پایتخت بروند و به‌جای اینکه مشکلی حل شود، مشکل بزرگ‌تری به وجود بیاید! مرحوم آقای شیرازی استخاره می‌کنند و آیه ۴۳ سوره مبارکه طه می‌آید که می‌فرماید: اذهبا الی فرعون انه طغی فقولا له قولا لینا، شما دو نفر به سمت فرعون بروید و با زبان نرم، عذاب الهی را به او متذکر شوید. آن‌ها پس از مشورت با مرحوم آیت‌الله حائری، حرکت و هدف خود را پیگیری می‌کنند. آیت‌الله سیدعبدالباقی شیرازی به آیت‌الله سیدعبدالله شیرازی می‌گویند: من با شما همراه هستم، اما شما سخنگو باشید و مطالب را بگویید… در ماجرای قیام مسجد گوهرشاد نیز ایشان دستگیر، زندانی و سپس تبعید شدند. آیت‌الله شیرازی در اعتراض به پهلوی دوم نیز همچنان ثابت قدم بودند و برای درک مبارزات ایشان، کافی است به اسناد ساواک مراجعه کنید تا ببینید که ایشان چقدر اعلامیه داده و چند بار اعتراض کرده است. جالب این است که هر چه سن آن بزرگوار بالاتر می‌رفت، در راه پیشبرد انقلاب اسلامی مصمم‌تر می‌شدند. ایشان انصافاً، سهم بزرگی در انقلاب اسلامی دارند…». 

 قصد داشتند من و عده‌ای دیگر از علما را اعدام کنند!
مشارکت آیت‌الله شیرازی در قیام مسجد گوهرشاد، ماجرایی شنیدنی دارد. وی در برنامه‌ریزی‌های اولیه و نیز سیر تحقق این اعتراض فراگیر، مشارکتی فعال داشت. آن بزرگ پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در گفت‌و‌شنود با سینا واحد، شمه‌ای از ماجرا را بازگفت که در کتاب «قیام گوهرشاد» نشر یافت. زنده‌یاد آیت‌الله علی ارومیان از اصحاب آن عالم والا نیز در این موضوع روایتی درخور دارد:
«آن عالم والامقام حقیقتاً مجاهد بودند و از عمق وجود به مبارزه با حکام جائر باور داشتند. از خودشان شنیدم که شروع مبارزاتشان، از زمان قیام مسجد گوهرشاد بوده است. می‌فرمودند: پس از کشتار مسجد گوهرشاد، قصد داشتند من و عده‌ای دیگر از علما را اعدام یا ترور کنند و ما دیدیم که اگر کشته شویم، کل زحماتمان به هدر می‌رود. با دوستان مشورت کردم و همه توصیه کردند که مشهد را ترک کنم و به نجف برگردم… ایشان در نجف هم به مبارزه ادامه دادند. پس از آغاز نهضت اسلامی در ایران، راه امام خمینی را تأیید کردند و برای ایشان احترام بسیاری قائل بودند، حتی وقتی هم که به مشهد آمدند به کمک مبارزات انقلاب اسلامی شتافتند. خاطرم هست که من برای اولین بار، در منزل ایشان با رهبر معظم انقلاب آشنا شدم. خاطرم هست که در اول صبحی، در بیت آیت‌الله شیرازی بودم. آیت‌الله خامنه‌ای آمدند و برای مشورت درباره مسئله‌ای به دیدار ایشان رفتند. بعد از اتمام جلسه هم به سرعت بیت را ترک کردند…». 

 هجرت به عراق، در پی خلاصی از زندان قزاق
«مرجع مجاهد» پس از رستاخیز خراسان و دو ماه سپری کردن در زندان قزاق، از زندان آزاد شد. حکومت با او و همگنانش شرط کرده بود که در مشهد نمانند و آن عالم راحل نیز ناگزیر از هجرت دوباره به نجف شد. او در دوره اقامت در این شهر، هرگز در ادامه راه جهاد تردیدی به خود راه نداد. آیت‌الله علی معلمی، از شاگردان آن فقیه فقید، در این‌باره خاطرنشان ساخته است:
«آیت‌الله شیرازی، در دوره رضاخان و به ویژه در مسئله کشف حجاب، در کنار علمای بزرگ آن دوره حوزه مشهد، مانند آیات: حاج شیخ آقابزرگ شاهرودی، آقا سیدعلی‌اکبر خویی و آقا سیدیونس اردبیلی، مبارزات جدی‌ای را علیه رضاخان سامان دادند و همواره در صحنه دفاع از فرهنگ و احکام اسلامی حضور داشتند. آن‌ها پس از واقعه مسجد گوهرشاد، دستگیر شدند و ۱۵ روز در زندان مشهد بودند. هر لحظه بیم اعدام آن‌ها می‌رفت و دستگاه مخوف امنیتی رضاخان، تمام تلاش خود را به کار گرفت تا این جمع دست از مبارزه بردارند، اما آن‌ها برعکس مقاوم‌تر شدند! علما را از زندان مشهد به تهران فرستادند و دو ماه زندانی کردند. سرانجام وقتی دیدند که این عده حاضر نیستند از عقاید و مواضع خود کوتاه بیایند به عراق تبعیدشان کردند. این مسئله بسیار مهم و در خور توجه است که در حوزه نجف و تا قبل از تبعید حضرت امام خمینی به این شهر، خبری از تحرکات سیاسی نبود و منحصراً آیت‌الله شیرازی بودند که در هر رویدادی علناً اظهار نظر و فعالیت سیاسی علنی می‌کردند…». 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *