بر این اساس آیتالله جوادیآملی تاریخچه این درس را این گونه بازگو کرده است:
در سال ۱۴۰۰ هـ. ق، بعد از اینکه طبق معمول درسی که در مدرس مدرسه سعادت که مرحوم سعادت (ره) در قم ساختند، آنجا درس به پایان رسید، من تنها نشسته بودم و شرکت کنندگان درس رفته بودند. من هیچ فکر نمیکردم که در فردای آن روز چه باید شروع بکنیم! گفتیم حالا میرویم تصمیم میگیریم، دروس رایج عقلی و نقلی که آن روز داشتیم فکر بکنیم که چه کتابی را، چه درسی را، چه فقهی را، چه مثلاً اصولی را، چه کلامی را، چه علوم عقلی را شروع بکنیم! همان جا که نشسته بودم دفعتاً به ذهنم رسید که ما تفسیر را شروع بکنیم؛ نه قبلاً فکری داشتیم، نه با کسی مشورت کردیم، نه کسی به ما گفت.
البته در طی سالها و مذاکرات مسئله اینکه تفسیر باید رایج بشود، تفسیر باید گفته بشود در ذهن خیلیها هست، اما آن روز نه من سابقهام بود نه کسی به من گفت، نه کسی پیشنهاد داد. در آن روز به ذهن ما آمد که تفسیر را شروع بکنیم. خدای سبحان این را در ذهن ما القا کرد ما در همان مدرس مدرسه مرحوم سعادت آملی شروع کردیم.
