توماژ پژوهشنیا*
در سالهای اخیر، بسیاری از شرکتها از تابآوری زنجیره تامین سخن گفتهاند. اما واقعیت این است که تابآوری، صرفا با انبار بیشتر، تامینکننده دوم یا واکنش سریعتر ساخته نمیشود. پیش از همه اینها، تابآوری به «دید» نیاز دارد؛ و دید، بدون داده ممکن نیست. مساله اینجاست که در بسیاری از بنگاهها، تصمیمهای زنجیره تامین هنوز بر پایه اطلاعات ناقص، گزارشهای دیرهنگام و برداشتهای ناسازگار میان واحدها گرفته میشود. فروش یک تصویر دارد، خرید تصویر دیگری، انبار عددی متفاوت ارائه میدهد و برنامهریزی ناچار است با مفروضاتی کار کند که ثبات چندانی ندارند. در چنین شرایطی، سازمان شاید فعال به نظر برسد، اما در عمل بیشتر در حال حدسزدن است تا تصمیمگیری.
یکی از سوءبرداشتهای رایج این است که حجم بالای جلسات، تماسها و پیگیریهای روزانه نشانه کنترل بیشتر است. درحالیکه گاهی این نشانه نبود شفافیت ساختاری است. هرچه داده ضعیفتر باشد، سازمان ناچار است با انرژی انسانی بیشتر، خلأ اطلاعاتی خود را جبران کند. این وضعیت ممکن است در کوتاهمدت کار را پیش ببرد، اما تابآوری نمیسازد.
تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که سازمان بداند کدام اقلام، تامینکنندگان، گلوگاهها و انحرافها واقعا بحرانیاند؛ بتواند ریسک را زود ببیند؛ و قبل از آنکه مساله به بحران تبدیل شود، اقدام هماهنگ انجام دهد. این قابلیت، نه صرفا با خرید نرمافزار و تولید گزارش، بلکه با تبدیل داده به زیرساخت تصمیم به دست میآید.
ضعف دادهای فقط یک مشکل فنی نیست؛ بازتابی از ضعف در طراحی فرایند، ناهماهنگی بینوظیفهای و نبود زبان مشترک مدیریتی است. سازمانی که هنوز با گزارشهای متناقض، ثبتهای ناپایدار و تصمیمهای فردمحور اداره میشود، حتی اگر از برخی بحرانها عبور کند، نباید آن را تابآور دانست. چنین سازمانی فقط در حال تحمل هزینههای آشفتگی است.
در محیط پرنوسان امروز، مزیت رقابتی فقط در منابع بیشتر نیست؛ در توانایی تبدیل داده به تشخیص، تشخیص به تصمیم و تصمیم به اقدام بهموقع است. تابآوری واقعی از جایی آغاز میشود که تصمیمگیری از حدس فاصله میگیرد.
* فعال در حوزه برنامهریزی زنجیره تامین
