
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: نهم آوریل مصادف با بیستم فروردین، سالمرگ فرانسیس بیکن دانشمند پرآوازه انگلیسی است. از این چهره تأثیرگذار تاریخ اندیشه آثار چندی به جای مانده است، از جمله «آتلانتیس نو؛ اثری ناتمام» با ترجمه صادق صفارزاده، از جمله آثار نشر نی که در سال ۱۴۰۳ به بازار کتاب آمد. بسیاری، این فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده انگلیسی را محور اصلی تحول فکری در قرونوسطی، نیز از بانیان انقلاب علمی برمیشمارند و پایان سلطه کلیسا بر تفکر را به اندیشههای او نسبت میدهند.

صفارزاده کتاب را با مخالفت سرسختانه فیلسوف قرن شانزدهمی انگلیس با اتوپیا آغاز کرده، معتقد است او مدینههای فاضله ساخته و پرداخته فیلسوفان را «کشورهایی خیالینی» میپنداشت. این مبنایی بود که ماکیاولی یک سده پیشر یا بهعبارت دیگر، سیاست علمی را از قلم انداخته ناتمام و ناکامل است. بیکن در نسخه لاتین و مبسوط «پیشرفت دانش» اظهار داشت که اگر «بعدتر اوقات فراغتش منجر به تولید چیزی در دانش سیاسی هم شود آن کار یا ناقص خواهد بود یا بعد از مرگش منتشر خواهد شد.» این دقیقاً وصف تاموتمام «آتلانتیس نو» است. به این ترتیب، کاملاً ممکن است که «آتلانتیس نو» تنها در ظاهر ناکامل بنماید و شاید در واقع، تصویری از غایت علم باشد، آنچنانکه بیکن در بخش ششم پروژهاش مدنظر داشت: از آنجاکه در مورد سیاست علم است، آموزهاش سری و منعزل است و تنها بهدشواری قابل درک است. بنابراین باید بهدقت بین خطوط را خواند. بهعلاوه، با عاریه گرفتن کلام بیکن، باید گفت که چیزی در سیاست علم مدرن هست که نهتنها دشوارفهم است، بلکه بیانش نیز به صلاح نیست.
«آتلانتیس نو؛ اثری ناتمام» در ۷۴ صفحه بههمت نشر نی منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶
