بورس از قفس ۳ درصدی بیرون می‌آید؟

پس از حذف حجم مبنا، سازمان بورس حالا بررسی مدل‌های جدید دامنه نوسان را در دستور کار قرار داده است؛ تغییری که می‌تواند صف‌های فرسایشی بازار را کاهش دهد، اما تجربه صندوق‌های طلا نشان می‌دهد دامنه بازتر بدون بازارگردانی و نقدشوندگی کافی، به تنهایی نسخه خلاصی بازار از صف نیست.
دوشنبه ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۴۲
بورس از قفس ۳ درصدی بیرون می‌آید؟

$(document).ready(function(){var imagesize=$(‘.img_center img’).width();if(imagesize= 700 ){$(‘.img_center’).addClass(‘smallImage’);}});

به گزارش جهان نیوز، دامنه نوسان بار دیگر به یکی از موضوعات اصلی بازار سرمایه تبدیل شده است. رئیس سازمان بورس اخیراً اعلام کرده چند مدل برای اصلاح دامنه در دست بررسی است.به گفته او، اصلاح حجم مبنا و دامنه نوسان در یک مسیر دنبال می‌شد؛ حجم مبنا حذف شد، اما تغییر دامنه به دلیل شرایط بازار به تعویق افتاد. اکنون با تغییر وضعیت معاملات، پرونده این اصلاح دوباره باز شده است.این اتفاق همزمان با مقایسه‌ای مهم رخ داده است. سهام در دامنه محدود ۳ درصدی معامله می‌شود، در حالی که صندوق‌های طلا دامنه مثبت و منفی ۱۰ درصد دارند و معمولاً کمتر در صف‌های چندروزه گرفتار می‌شوند. با این حال، مسئله فقط تفاوت میان دو عدد نیست؛ صندوق طلا از ساختاری برخوردار است که بسیاری از سهام فاقد آن هستند.

دامنه ۳ درصدی؛ زیان کمتر نمی‌شود، دیرتر شناسایی می‌شود

دامنه محدود زمانی مشکل‌ساز می‌شود که ارزش تعادلی یک سهم بیش از سقف مجاز روزانه تغییر کرده باشد. اگر انتشار اطلاعات جدید ارزش یک سهم را از نگاه بازار ۱۵ درصد کاهش دهد، دامنه ۳ درصدی این افت را از بین نمی‌برد؛ بلکه ممکن است آن را به پنج روز صف فروش تبدیل کند.در چنین شرایطی، سهامدار علاوه بر کاهش قیمت با ریسک دیگری به نام نقدشوندگی مواجه می‌شود. شاید در قیمت ۷ درصد پایین‌تر خریدار برای سهم وجود داشته باشد، اما مقررات اجازه رسیدن قیمت به آن نقطه را نمی‌دهد. بنابراین بخشی از صف‌های بورس نه محصول فقدان خریدار، بلکه نتیجه جلوگیری از کشف سریع قیمت است.

چرا صندوق طلا کمتر در صف می‌ماند؟

صندوق‌های طلا یک تفاوت بنیادی با سهام دارند. ارزش دارایی آنها با استفاده از قیمت جهانی طلا، نرخ ارز، گواهی‌های سپرده و NAV تا حد زیادی قابل محاسبه است. در نتیجه معامله‌گر می‌تواند تشخیص دهد قیمت تابلو تا چه اندازه از ارزش دارایی صندوق فاصله گرفته است.اگر قیمت صندوق بیش از حد از NAV فاصله بگیرد، امکان آربیتراژ ایجاد می‌شود و بازارگردان و معامله‌گران حرفه‌ای برای استفاده از این اختلاف وارد می‌شوند. همین سازوکار به بازگشت قیمت به تعادل کمک می‌کند.اما ارزش یک شرکت به سود آینده، ارز، قیمت محصولات، نرخ بهره، هزینه انرژی، مقررات و ده‌ها متغیر دیگر وابسته است. بنابراین راز عملکرد صندوق‌های طلا فقط «دامنه ۱۰ درصدی» نیست؛ لنگر قیمتی، آربیتراژ و بازارگردانی نیز پشت آن قرار دارند.

تجربه طلا یک ضعف بورس را آشکار کرد

با وجود این تفاوت‌ها، تجربه صندوق‌های طلا یک استدلال مهم علیه دامنه بسیار محدود سهام ایجاد کرده است. اگر دامنه بازتر ذاتاً موجب آشفتگی بازار می‌شد، صندوق‌های طلا باید دائماً گرفتار نوسانات مخرب می‌شدند؛ در حالی که دامنه بیشتر در بسیاری از مواقع اجازه می‌دهد شوک قیمت همان روز جذب شود.در مقابل، دامنه ۳ درصدی می‌تواند تصویری غیرواقعی از عرضه و تقاضا ایجاد کند. صف فروش الزاماً به معنای نبود خریدار نیست و صف خرید نیز لزوماً نشانه تقاضای فوق‌العاده نیست؛ ممکن است خریدار یا فروشنده در قیمتی خارج از محدوده مجاز همان روز منتظر معامله باشد.بنابراین بحث اصلی حذف کامل محدودیت نیست، بلکه یافتن نقطه‌ای است که میان سرعت کشف قیمت، نقدشوندگی و کنترل دستکاری بازار تعادل ایجاد کند.

یک دامنه برای ۷۰۰ سهم منطقی نیست

یکی از گزینه‌های منطقی‌تر، کنار گذاشتن دامنه یکسان برای همه شرکت‌هاست. یک شرکت بزرگ با شناوری مناسب، معاملات سنگین و حضور گسترده سرمایه‌گذاران نهادی را نمی‌توان از نظر ریسک معاملاتی با یک سهم کوچک و کم‌عمق یکسان دانست.دامنه می‌تواند براساس معیارهایی مانند ارزش معاملات، شناوری، اندازه شرکت، عمق سفارش‌ها و کیفیت بازارگردانی متفاوت باشد. در این صورت نمادهای بزرگ و نقدشونده زودتر وارد دامنه‌های بازتر می‌شوند و برای شرکت‌های کم‌عمق محدودیت بیشتری باقی می‌ماند.این روش به سازمان بورس نیز اجازه می‌دهد نتیجه تغییر را اندازه‌گیری کند. اگر صف‌ها کوتاه‌تر، معاملات بیشتر و کشف قیمت سریع‌تر شد، بدون آنکه دستکاری قیمت افزایش محسوسی پیدا کند، دامنه سایر نمادها نیز می‌تواند مرحله‌به‌مرحله افزایش یابد.

حجم مبنا رفت؛ اصلاح بعدی باید محتاطانه باشد

حذف حجم مبنا نشان داد اصلاح ریزساختار معاملات آغاز شده است. حالا دامنه نوسان یکی از مهم‌ترین محدودیت‌هایی است که در مرکز توجه قرار گرفته؛ اما افزایش یکباره دامنه از ۳ به ۱۰ درصد برای تمام بازار می‌تواند خود به یک شوک مقرراتی تبدیل شود.مدل کم‌ریسک‌تر، آزادسازی پلکانی است. ابتدا سهام بزرگ و نقدشونده می‌توانند دامنه بیشتری دریافت کنند و آثار آن بر صف‌ها، ارزش معاملات، نوسان و فاصله قیمت خرید و فروش بررسی شود.در کنار آن، بازارگردانی، قواعد توقف و بازگشایی نماد و حراج پس از انتشار اطلاعات بااهمیت نیز باید اصلاح شود. هدف نباید صرفاً افزایش عدد دامنه باشد؛ هدف باید این باشد که قیمت با کمترین هزینه و در کوتاه‌ترین زمان ممکن کشف شود.

دامنه بازتر صف‌ها را کم می‌کند، اما باید از سهام بزرگ شروع کرد

مجتبی دانشی، کارشناس بازار سرمایه در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در ارزیابی اصلاح دامنه نوسان گفت: دامنه ۳ درصدی در شرایطی که بازار با اطلاعات مهم مواجه می‌شود، می‌تواند فرآیند کشف قیمت را طولانی کند. به اعتقاد وی، اگر ارزش تعادلی سهم تغییر محسوسی کرده باشد، محدودکردن حرکت روزانه قیمت مانع وقوع آن تغییر نمی‌شود و تنها باعث می‌شود تعدیل قیمت طی چند روز و همراه با صف انجام شود.این کارشناس بازار سرمایه افزود: تجربه صندوق‌های طلا نشان می‌دهد دامنه بازتر الزاماً به معنای آشفتگی بیشتر نیست، اما نمی‌توان دامنه ۱۰ درصدی صندوق طلا را عیناً به سهام منتقل کرد. صندوق طلا NAV، دارایی پایه مشخص و امکان آربیتراژ دارد، در حالی که ارزش‌گذاری سهام بسیار پیچیده‌تر است.دانشی ادامه داد: راه مناسب می‌تواند افزایش تدریجی دامنه باشد. سهام بزرگ، دارای شناوری مناسب و ارزش معاملات بالا ظرفیت بیشتری برای دامنه بازتر دارند. اگر این تغییر ابتدا روی چنین نمادهایی اجرا شود، می‌توان آثار واقعی آن بر نقدشوندگی، صف‌ها و نوسانات را اندازه‌گیری کرد.»وی تأکید کرد: هدف اصلاح دامنه نباید صرفاً بالا بردن امکان نوسان قیمت باشد. اگر بازارگردانی تقویت نشود و نظارت بر معاملات و سازوکار بازگشایی نمادها همزمان اصلاح نشود، افزایش دامنه به تنهایی کافی نیست. دامنه بازتر زمانی مفید است که به کشف سریع‌تر قیمت و افزایش نقدشوندگی منجر شود.

بورس به جای دامنه بزرگ‌تر، به کشف قیمت بهتر نیاز دارد

اصلاح دامنه نوسان پس از حذف حجم مبنا می‌تواند یکی از مهم‌ترین تغییرات ساختاری معاملات بورس باشد. تجربه صندوق‌های طلا نیز نشان داده است دامنه بازتر می‌تواند زمان گرفتارشدن دارایی در صف را کاهش دهد، اما موفقیت این مدل فقط حاصل عدد ۱۰ درصد نیست.بنابراین انتخاب میان ۳ و ۱۰ درصد صورت مسئله را بیش از اندازه ساده می‌کند. راه کم‌هزینه‌تر می‌تواند افزایش پلکانی دامنه، شروع از سهام بزرگ و نقدشونده و تقویت همزمان بازارگردانی و سازوکارهای کشف قیمت باشد.بازار سالم بازاری نیست که قیمت در آن حرکت نکند؛ بازاری است که خریدار و فروشنده بتوانند بدون چند روز انتظار در صف، یکدیگر را در قیمت تعادلی پیدا کنند. اگر اصلاح جدید بتواند این قفل را باز کند، اهمیت آن بسیار بیشتر از چند درصد افزایش دامنه نوسان خواهد بود.با دنبال‌کردن صفحه اقتصادی خبرگزاری فارس در جریان آخرین تحولات اقتصادی ایران و جهان قرار بگیرید.

منبع : فارس

منبع  : جهان نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *