نویسندگان زن و مرد بخشی از جریان ادبیات معاصر به شمار میروند که هریک با نگاهی ویژه در پی ارائه شیوهای نو در فرم و پرداخت داستان هستند، اما در این میان باورها و نگاه زنان فضایی شاید خاصتر را برای حضور آنها در عرصه داستاننویسی فراهم کرده است. اگرچه ویرجینیا وولف میگوید «برای هرکسی که مینویسد، فکرکردن درباره جنسیت خود مخرب است و زن بودن یا مردبودن بهصورت خالص و مطلق مخرب است؛ باید زنانه، مردانه یا مردانه، زنانه بود» اما واقعیت این است که در جامعه ما زنان به لحاظ مسائل اجتماعی با محدودیتهای بسیاری مواجه بودهاند و اگر با گذر از بانوان داستاننویسی که پیش از سیمین دانشور زیستهاند، او را نخستین بانوی داستاننویس جدی و متعارف بدانیم درمییابیم که تا مدتها بعد از این شروع جدی بانوان، هنوز هم در بسیاری از شهرهای ایران محدودیتهای بسیاری برای آفرینشهای ادبی زنان وجود داشت.
مرضیه گلابگیر اصفهانی که از زنان جوان و پیشروی داستاننویسی در اصفهان بهشمار میرود فعالیت خود در زمینه داستاننویسی را از سال 1373 با انجمن ادبی جوانه آغاز کرد که توسط آموزش و پرورش اصفهان ایجاد شده و با حضور بهمن رافعی در مرکز تحقیقات اصفهان تشکیل میشد. او که سال 1352 در اصفهان متولد شد، دوران دانشگاه را در رشته زیستشناسی به پایان رساند؛ اما علاقهاش به ادبیات و نقاشی زمینهساز ورود جدی او به وادی هنر و ادبیات شد و خودِ وقعیاش را در این دو یافت و از رشته دانشگاهی خود فاصله گرفت و اگرچه داستاننویسی حوزه کودک و نوجوان از دغدغههای اوست اما دوران جنگ را یکی از مهمترین دوران زندگی خود و همنسلانش میداند و معتقد است که باید آن را بهصورت عینیتر به دیگران نشان داد. از اینرو بسیاری از داستانهای او درباره جنگ و البته ضد جنگ است. او که مؤسس و مدرس خانه خورشید اصفهان است، انتشار مجموعه داستانهای دهان کاملا باز، داستان بلند دنیا شصتوهفت، رمان آنقدر که نخواهم رئیسجمهور شوم و سیزده جلد کتاب در حوزه کودک و نوجوان را در کارنامه دارد که از آن جمله میتوان به لاکپشت هوگر، مجموعه ششجلدی قصههای شهر پاک، مورد حمیمالف، مجموعه چهارجلدی کتاب کودک اشی اشاره کرد. در این گفتوگو گلابگیر درباره تأثیر تحولات اجتماعی بر افزایش حضور بانوان جامعه سنتی اصفهان در حوزه نگارش داستان و سهم آنها در داستاننویسی امروز، همچنین عدم همترازی کمیت و کیفیت آثار منتشرشده و کاهش عمق در داستاننویسی، نبودن حمایتها و فقدان نقد سخن میگوید.
قصد جداکردن بانوان و آقایان را ندارم؛ اما این تقسیمبندی بااشاره به سیمین دانشور وجود دارد بهعنوان نخستین بانوی داستاننویس حرفهای در ایران که در پی او بانوان بسیاری در تهران آثار فاخری برجای گذاشتند.
