
انسان دو بعد دارد و تمایل به خوبی و بدی ها در وجود او موج می زند و و میل به خوبی و کمال در هر فطرتی وجود دارد تا آنگاه که میل به بدی، پلیدی را بر وجود او حاکم کند.
آیت الله مظاهری در جلسه درس اخلاق خود الگویی را برای ما ترسیم می کنند که بتوانیم امیال بد خود را سرکوب کرده و راه های گریز نفس و شیطان را ببندیم و به تأسی از آن محبوب خدا شویم.
«یکی از بزرگان غربی یک جمله دارد که جمله خیلی شیرین است. می گوید من می خواهم برای خودسازی تو یک مقایسه کنم؛ مقایسه زلیخا با یوسف.
می گوید زلیخا خانمی بود که هرچه یک خانم بخواهد، او داشت. جوانی و زیبایی و سلطنت و بالاخره مال و جاه و مقام، اما یک چیز نداشت و آن آدمیت بود. بعد می گوید زلیخا به دست خودش به اندازهای خودش را پست کرد که اگر همه دنیا جمع می شدند و می خواستند کسی را این قدر ذلیل کنند، نمی توانستند که زلیخا خود را به دست خود ذلیل کرد.
بعد می گوید: اما یوسف هر چه یک مرد می خواست نداشت و حتی خودش هم مال خودش نبود. برادرهای حسود او را فروختند به قول قرآن به ثمس بخس. می خواستند او را بکشند و نشد و وقتی می خواستند او را از سر خود کوتاه کنند به ثمن بخس فروختند.
در آن می گوید این یوسف مقام و جاه و پول نداشت و حتی خودش هم از زلیخا بود، اما یک چیز داشت و آن آدمیت و عفت بود.
آدمیت یوسف، او را به آنجا رساند که اگر دنیا جمع شوند و بخواهند کسی را اینقدر عزیز کنند اسراف و تجمل گرایی زن های آن روز را مثال می زند، اما همه صفات رذیله چنین است. اینکه گفتم یک ساعت خودسازی از هفتاد سال عبادت بالاتر است، برای این است که مشکل است.
و این قرآن بهترین وسیله خودسازی است ، اگر این قرآن را سر لوحه زندگی قرار دادیم و با آن مأنوس شدیم خیلی از این امیال به خطا رفته ما درست می شود.
این داستان حضرت یوسف علیه السلام راه هرگونه توجیهی در مقابل کوتاهی ها را بر ما می بندد.
خداوند متعال در قرآن می فرماید: سوگند به نفس و آن حکمت والایی که آن را به وجود آورده و تنظیم نموده و طرق انحراف و تقوی را به آن نفس القاء نموده است.
قطعاً رستگار شد کسی که آن را تزکیه کرد و ساقط و مأیوس گشت کسی که آن را آلوده نموده و حقیقت آن را پوشاند.» (شمس/ ۷- ۱۰)
منابع :
تلخیصی از درس اخلاق آیت الله مظاهری
سایت معارف قرآن
